‏نمایش پست‌ها با برچسب خواهرزاده‌ی من. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب خواهرزاده‌ی من. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۰ تیر ۳۰, پنجشنبه

خواهرزاده‌ی من‌7


از مدرسه اومده و ما مشغول بحث سیاسی، یهو وسط بحث ما :
امین: آره کوفه هم تعطیل بود
ما :|
مامانش رو به ما: حتمن بازم بمب منفجر کردن
من: بنده های خدا
خواهرم: امین کیک خریدی توی مدرسه؟
امین: گفتم که کوفه تعطیل بود چیزی نخوردم
ما :|


خواهرزاده‌ی من‌6



اوایلِ سال تحصیلی که تازه امین کلاس اولی شده بود
ما: امین چی یاد گرفتی؟
امین دست راستش رو بلند کرد : یا مهدی.... آرژانتین
ما: :|
همگی با چشمهای وزغی به خواهرم زل زدیم
فردای اون روز کشف شد: یا مهدی .... ادرکنی


۱۳۹۰ تیر ۲۹, چهارشنبه

خواهرزاده‌ی من‌5

خواهرم با امین دعوا کرد که چرا به حرف گوش نمی ده
امین مثل ابر بهار داشت اشک می ریخت و به خواهرم التماس می کرد: مامان جون خلالم کن . خلالم کن مامان

پ.ن: امین به جای ببخشید می گفت خلالم کن (حلالم کن) :دی

۱۳۹۰ تیر ۲۶, یکشنبه

خواهرزاده‌ی من‌4


قبل از انتخابات بود و طبق معمول بحث سیاسی در خانه ی ما داغ. همه در موردِ موسوی و کروبی حرف می زدیم که :
امین: من به رضایی رای میدم
ما چشمامون مثلِ وزغ شد
خواهرم: به کی؟
امین: به دوستم رضایی

پ . ن : کاشف به عمل اومد که فکر کرده رضایی همون دوستشه که توی مهدکودکشون هست

خواهرزاده‌ی من‌3



ما: می خوای چی کاره بشی؟
امین: می خوام احمدی نژاد بشم
ما: :|
امین: وقتی احمدی نژاد بشم همه ی بسیجی ها فکر می کنن من از اونام بعد اسلحه می دم به مردم می گم این بسیجی ها رو بکشن
ما: :|
امین مثلِ جومونگ با شمشیر بسیجی ها رو می کشه: بوفـــــــــ بوفـــــــ

پ.ن: فهمیدیم به رئیس جمهور می گه احمدی نژاد

خواهرزاده‌ی من‌2


دارم می رم راهپیمایی
همه می گن مواظبِ خودت باش که دوباره کتک نخوری
می بینم امین با عجله داره میاد دستش پایه ی شکسته ی صندلی: اینم با خودت ببر راهنمایی(راهپیمایی) اگه خواستن بزنن با این بسیجیا رو بزن

خواهرزاده‌ی من‌1



دوساله بود که مامان رفت مشهد و از مشهد تلفن کرد:
مامان: امین جان! چی می خوای برات سوغاتی بیارم
امین: ماشین کُنتُلُلی (کنترلی)
خواهرم : نه مامانی بگو هیچی نمی خوام سلامتی تو می خوام
امین در حالی که بغض کرده: نه من سلامتی نمی خوام من ماشین کنتللی می خوام




یک گوشه دنیا

 کشوری یک گوشه از دنیاست که فراموش شده یک گوشه از دنیاست که حتا خدا هم اونو فراموش کرده یک گوشه از دنیاست که مردمش وجود ندارن هیچ دعایی به آ...