‏نمایش پست‌ها با برچسب داستان. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب داستان. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۶ مهر ۱۸, سه‌شنبه

درک شاهنامه به صورتی دیگر

سالها آرزوم این بود که شاهنامه رو بی غلط بخونم و بشنوم و بدون این که کسی برام ترجمه و معنی کنه معنای کلام فردوسی رو راحت و ساده درک کنم و از کلامش لذت ببرم. خب این روزها داستان رستم و سهراب رو همونجور که دوست داشتم شنیدم و درک کردم و به راحتی باهاش ارتباط برقرار کردم.
خودم خیلی لذت بردم برای همین به شما هم پیشنهاد میکنم حتمن گوش کنید و لذت ببرید. راستش قبلن سایت نوار رو خدمتتون معرفی کرده بودم و این بار میخوام یک اثر بزرگ رو که به همت گروهی از بهترین دوبلورهای ایران ساخته و پرداخته شده خدمتتون معرفی کنم: 
کتاب صوتی رستم و سهراب به سرپرستی استاد ابوالحسن تهامی و به کوشش گروهی از بهترین دوبلورهای ایران تهیه شده،از جمله: چنگیز جلیلوند، مریم شیرزاد، ژرژ پطروسی ، زهره شکوفنده و بسیاری دیگر از هنرمندان عزیز. آنچه برای من خیلی مهم بود لحن و گویش صداپیشگان بود که به درستی و با کمال دقت و زیبایی کلمات بیان میشد و لحن داستان به مخاطب ارائه میشد. افکت های صوتی هم شما را در درک بهتر داستان کمک می کند و بدون اینکه استاد ادبیات یا حتا اهل ادبیات فارسی باشید میتوانید از داستان استفاده کرده و از آن لذت ببرید.
شنیدن این داستان را به شما پیشنهاد میکنم 

۱۳۹۶ مهر ۱۱, سه‌شنبه

زیر آخرین درخت انار جهان


جهان پر است از انارهایی که شاید بتوانند ما را به هم پیوند دهند اما از پیوند ناکام می مانند و در هر گوشه اش سریاس صبحگاهی ست که باید دستانش را گرفت و یاریگرش شد
تازه #کتاب #آخرین_انار_دنیا رو تموم کردم زیبا بود و سرشار از نکاتی که دل را پر از اندوه میسازد. کتابی که همچون تمام نوشته های اهالی خاورمیانه سرشار از رمز و راز و کنایه هایی ست که تو را به مسائل دیگری ارجاع میدهد که باید آنها را درک کنی . این کتاب نوشته ی نویسنده ای #عراقی به نام #بختیار_علی ست و به زیبایی مسائل مردم و به ویژه کودکان در سرزمین های جنگ زده را بیان میکند. اگرچه کتاب پر از استعاره و کنایه است اما چنان شیوا و زیبا نوشته شده است که شما را خسته نمی کند و در سراسر کتاب با نویسنده همراه می شوید.
این کتاب در بخش کتاب شب رادیو تهران تلخیص و با صدای گرم و زیبای آقای بهروز رضوی اجرا شده است که می توانید از آن نیز استفاده کنید. اما خواندن کتاب را به شما توصیه می کنم

۱۳۹۵ مهر ۱۵, پنجشنبه

عصرجدید اسطوره و افسانه


کتاب «در بهشت پنج نفر منتظر شما هستند» اثر میچ آلبوم و ترجمه‌‌ی پاملا یوخانیان، توسط نشرقطره چاپ‌شده و تاکنون به چاپ سیزدهم (کتابی که در دست دارم) رسیده‌است. این کتاب که بعد از «سه‌شنبه‌ها با موری» نوشته شده‌است، در مورد مردی‌ست که می‌میرد و به بهشت میرود. در آنجا متوجه می‌شود آنچه در مورد بهشت و دنیای پس از مرگ شنیده است با آنچه هست به کلی متفاوت است ، او باید پنج نفر را ملاقات کند تا به علت زندگیش و دلیل بودنش در دنیا پی‌برد.
در پشت جلد کتاب و در معرفی داستان می‌خوانیم: «هرپایانی آغاز هم هست، فقط در آن لحظه این را نمی‌دانیم. ادی، سرباز کهنه کاری است که احساس می‌کند در زندگی بی‌معنایش، شامل نگهداری از دستگاه‌های یک شهربازی، به دام افتاده است. در طول سال‌ها، شهربازی عوض شده و ادی هم همین‌طور، از جوانی خوش‌بین و امیدوار، به گیرمردی تلخ و دل‌خسته مبدل می‌شود. زندگی‌اش سرشار از یکنواختی، تنهایی و پشیمانی است.
 و بعد ادی در روز تولد 83 سالگی‌اش، در سانحه‌ی غم‌انگیزی، هنگام نجات دادن دختر کوچکی از سقوط یک گردونه، می‌میرد. در دم آخر دو دست کوچک را در دستانش احساس می‌کند و بعد هیچ... ادی در زندگی پس از مرگ چشم می‌گشاید و درمی‌یابد که بهشت باغ عدن سرسبز نیست، بلکه جایی است که پنج نفر که در زندگی او نقشی داشته‌اند، زندگی زمینی‌اش را برایش توضیح می‌دهند. این پنج نفر ممکن است از عزیزان او، و یا غریبه باشند. اما همه‌ی آن‌ها، زندگی او را به شکلی تغییر داده‌اند.
آن پنج نفر، به نوبت، پیوندهای نادیده‌ی زندگی زمینی او را نشانش می‌دهند. در تمام طول داستان، ادی نومیدانه به دنبال یافتن رستگاری در آخرین اقدام زندگی‌اش، یعنی نجات آن دخترک است: آیا کارش موفقیتی قهرمانانه بوده یا شکستی مفتضحانه؟
پاسخ این سؤال که از نامحتمل ترین شخص می‌آید، به اندازه‌ی لحظه‌ی دیدن بهشت، الهام‌بخش است.»
همیشه به انسان‌های نخستین غبطه می‍‌خوردم که برای درک محیط اطراف‌‍شان مجبور به تفکر و مجادله با خویش و در نهایت ساخت اسطوره و افسانه بودند. آنها از هیچ دین و آیین و علمی تقلید نمی‌کردند. ذهن آنها چنان خلاق بود که به شیوه‌ی خودشان مسائل را بررسی و درک می‍‌کردند. دوست داشتم مثل هندیان مسائل پس از مرگ را به شیوه‌ی خودم بررسی کنم نه آنچه از دین یا گذشتگان به من رسیده است.
حال با خواندن کتاب «در بهشت پنج نفر منتظر شما هستند» احساس می‌کنم تا به حال راه را اشتباه رفته‌ام. می‌توان انسانی امروزی بود اما اسطوره، افسانه، درک و بینش خود را داشت، با مسائل درگیر شد و درکی جدید از زندگی، مرگ و جهانِ پس از مرگ داشت؛ کاری که میچ آلبوم به زیبایی انجام داده و برای من خوشایند است. جالب است در این زمانه کسی باشد که تحلیلی شخصی و خلاقانه از زندگی داشته باشد و برای  جهان پس از مرگ خویش درکی فلسفی و زیبا بیافریند.
بسیاری از ما در مراحلی از زندگی این سؤال را از خود پرسیده‌ایم که راستی علتِ بودن، هستی و مسئولیت ما در این جهان چیست؟ چرا اینجا در این نقطه از جهان زندگی می‌کنم و حال مسئولیتم چیست؟ و هنگامی‌که سنی از ما می‌گذرد دغدغه‌ی ما اینست که آنچه به عهده‌ی من بود به خوبی انجام شد؟ جواب این سئوالات اولین دغدغه‌ی ما پس از مرگ است و از سوی دیگربهشتی که تو در نظر داری با بهشت من ممکن است متفاوت باشد. زیباترین جمله ی کتاب درباره‌ی همین است که: «بزرگترین هدیه‌ای که خدا می‌تواند به تو بدهد این است: درک آن‌چه در زندگی‌ات گذشته. تا زندگی‌ات برایت توجیه شود. این همان آرامشی است که دنبالش بودی.»
داستان از پایان زندگی ادی شروع می‌شود و رفت و برگشت‌های زمانی خللی در داستان ایجاد نکرده‌است. نظم و هماهنگی داستان بسیار زیباست و تعلیق‌ها به جا و عمیق. شاید به جرئت بتوانم بگویم بهترین کتاب میچ آلبوم که تا به حال خوانده‌ام.


نوشته‌های مرتبط:
1.     میچ آلبوم 


۱۳۹۰ شهریور ۶, یکشنبه

مرد گریه نمیکنه اما اگه گریه کنه...

<div style="direction:rtl;text-align:right">مرد گریه نمیکنه اما اگه گریه کنه...</div>:
2ساله بودم که بابام فوت کرد اصن هیچی ازش تو ذهنم نیس...ننم مریض بود و همه مسئولیت خونه افتاد رو دوش خان داداش...از بچگی خان داداش هم بابام بود هم ننم...البته بیشتر از اون که خان باشه داداش بود یار تنهاییام بودمرد بود با اینکه 17 سال اختلاف سنی داشتیم رفیق بودیم ...7-8 ساله بودم که ننم دیگه تحمل نکرد...جونش و داد وخلاص...یه دو ساعتی گریه کردمو بعدش زود یادم رف چون بنده خدا همش تو رختخواب بود خیلی ندیدمش...خانداداش گریه نکرد ...
مراسم 7 که تموم شد ومهمونا رفتن خانداداش یواش نشست و ریز ریز گریه کزد...یه چیزی هوری تو دلم ریخ پایین دستمو به دیوار گرفتم و همونجا نشستم

یک گوشه دنیا

 کشوری یک گوشه از دنیاست که فراموش شده یک گوشه از دنیاست که حتا خدا هم اونو فراموش کرده یک گوشه از دنیاست که مردمش وجود ندارن هیچ دعایی به آ...