۱۳۹۰ شهریور ۱۵, سه‌شنبه

هرگز نخواب کوروش

<div style="direction:rtl;text-align:right">یک شعر</div>:

شعری از بانو سیمین بهبهانی به مناسبت حذف نام کوروش از کتاب های درسی تاریخ


هرگزنخواب کورش


دارا جهان ندارد،

سارا زبان ندارد

بابا ستاره ای در


!هفت آسمان ندارد


کارون ز چشمه خشکید،


البرز لب فرو بست


حتا دل دماوند،


آتش فشان ندارد


دیو سیاه دربند،


آسان رهید و بگریخت

رستم در این هیاهو،


گرز گران ندارد


روز وداع خورشید،


زاینده رود خشکید

زیرا دل سپاهان،


نقش جهان ندارد


بر نام پارس دریا،


نامی دگر نهادند

گویی که آرش ما،


تیر و کمان ندارد


دریای مازنی ها،


بر کام دیگران شد

نادر ز خاک برخیز،


میهن جوان ندارد


دارا ! کجای کاری،


دزدان سرزمینت

بر بیستون نویسند،


دارا جهان ندارد


آییم به دادخواهی،


فریادمان بلند است


اما چه سود،


اینجا نوشیروان ندارد


سرخ و سپید و سبز است


این بیرق کیانی


اما صد آه و افسوس،


شیر ژیان ندارد


کوآن حکیم توسی،


شهنامه ای سراید


شاید که شاعر ما


دیگر بیان ندارد


هرگز نخواب کوروش،


ای مهرآریایی


بی نام تو،وطن نیز

نام و نشان

ندارد

حاکمیت دوگانه

<div style="direction:rtl;text-align:right">حاکمیّت دوگانه</div>:

دیدگاهی موضع امریکا را در برابر تحوّلات مصر، فرصت‌طلبانه یا ریاکارانه می‌خواند که برداشتش از سیاست و بازی‌های آن یا خیلی ساده‌انگارانه باشد یا شعار آزادی و دموکراسی را چیزی مانند شعار اسلامخواهی نظام ایران بداند که به ابتدا به شیوه‌ی «حرف مرد یکی است» ابراز می‌شود ولی در پایان- به قول دوستان افغانستانی- به «ما تسلیم زور نمی‌شویم مگر اینکه پرزور باشد» منتهی. شاید همین الآن هم با دیدن تحوّلات بحرین یا جان‌سختی قذّافی در مقایسه با اعتراضات آرامتر مصریان بعضی لب به عتاب اوباما بگشایند که زودتر از آنچه باید، پشت مبارک را خالی کرد. اوباما و شخصیّت او یکی از دهه‌ها عامل مؤثّر در محاسبه‌ی مواضع امریکا به علاوه‌ی سیاست همیشگی این کشور، حزب او، تغییرها و درسهای زمانه، پیش‌رفت شیوه‌های تحلیل و بررسی اوضاع و بسیاری عوامل دیگر است. برای همین است که واکنش به اعتراضات مردمی علیه مبارک و پینوشه را نباید تنها به تفاوت دو رئیس‌جمهور متفاوت فروکاست بلکه باید آنرا نتیجه‌ی برآیند مختلف دو کلّ یکپارچه در دو زمان متفاوت دید. اوباما هرچند به نسبت رئیس‌جمهور بسیاری از کشورها اختیارات زیادی دارد امّا شخصیّت او تنها یکی از بسیار مؤلّفه‌هایی است که آن برآیند کلّی را می‌سازد. این از مقدّمه‌ی اوّل.

گذشته از یکّه‌تازیهای رهبر نظام در داخل کشور به مناسبتهای گوناگون که به نتیجه‌ای منجر نمی‌شود یا حتّی گاه اثر عکس دارد ( که جا دارد به وقتش فهرست بلند و بالایی از آن تهیّه شود) و مهمترین آن سخن گفتن درباره‌ی احمدی‌نژاد در بیست‌ونه خرداد معروف بود که حالا شاید خود وی بیش از همه از آن پشیمان باشد؛ خطبه‌ی عربی وی درباره‌ی مصر نمونه‌ی خوبی برای بررسی است. آن خطبه، بلافاصله جوابش را با سخنان قرضاوی درباره‌ی شیعیان بحرین گرفت تا مگر سودای رهبری مسلمین جهان کمی تعدیل شود که من یکی بعید می‌دانم. تازه قرضاوی اسلامگرای معتدلی به نسبت سلفی‌های مصر است و از جایی سخن می‌گوید که پایتختش رأس الحسین و سیّده زینب دارد و سابقه‌ی حکومت فاطمیان و فتوای شیخ شلتوت را پشت سر و الازهرش با الهام از نام دختر پیامبر نامگذاری شده است. پس همانگونه که آزادیها و عدالتهای گوناگون داریم، برداشتهای مختلفی نیز از اسلام داریم که چه بسا جایی بعضی از آنها بیشتر موجب مزاحمت شود تا منفعت. یک اندیشه‌ی سکولار با اعتراضات بحرینیان با رواداری بیشتری برخورد می‌کند تا کسی که تشیّع را رقیب دینی خود ببیند و البتّه مصر و جایگاه رهبری جهان عرب را هم نباید فراموش کرد و دیدیم که به ایران به خاطر دخالت در منطقه‌ی خلیج فارس چه پیامی دادند و باید منتظر حرکت روزافزون فلسطینیانی که در سوگ صدّام و بن‌لادن نشستند به طرف مصر جدید به جای ایران شد. البتّه اگر مصرف آن سخنرانی عربی را بیشتر داخلی بدانیم بحث دیگری است. این هم از مقدّمه‌ی دوّم.

می‌رسیم به جای بحثمان که چند روز پس از پرسش نهم من در ضمن ده‌پرسش از رهبر، خبر دعوت ایران از حاکمان سوریه و یمن برای مدارا و گفتگو با مخالفان انتشار یافت. از دستگاه دیپلماسی ایران انتظار نمی‌رفت که حاکمان یمن و سوریه را یک‌کاسه کند، همانطور که گفتگوی ایران با مخالفان بشّار اسد- با هر انگیزه‌ و هدفی، از دعوت به مصالحه تا یافتن جایی در سوریه‌ی آینده- جای تعجّب داشت. امّا اینها در صورتی مفید بود که آن سخنان بی‌موقع رهبر نظام در انحرافی خواندن اعتراضات مردم سوریه بیان نشده بود. با گفتن آن سخنان، وجهه‌ی ایران در حمایت از قیام عربی در منطقه مخدوش شد و حالا اعراب منطقه، نظام ایران را به همان چیزی متّهم می‌کنند که پیروان نظام، امریکا را. با این تفاوت که امریکا شعار آزادیخواهی را ذیل منافع خود تعریف می‌کند و نظام حاکم ایران قرار است که عکس آن را انجام دهد.آن دهان که بی‌موقع باز شد، فرصت بالابردن جایگاه ایران در منطقه را از بین برد. این نوشته در پی پرداختن صرف به تحوّلات اخیر منطقه نیست که درباره‌اش به اندازه‌ی لازم- و نه کافی- نوشته‌اند. غرض گرفتن دو سه درس کوچک برای خود ما بود:

الف: به عکس اوباما و جایگاه او در ساختار سیاسی امریکا، رهبر نظام ایران بارها کاری کرده یا سخنی گفته که فقط به درک شخصی او بستگی داشته است و به نتیجه‌ای نینجامیده است امّا وی از شکست گذشته درسی نگرفته و احتمالاً نخواهد گرفت.
ب: چنین جایگاهی ربطی به شخصیّت حقیقی سیّدعلی خامنه‌ای ندارد. هرچند می‌توان کس دیگری را به جای او در نظر گرفت و شرایط متفاوتی برای ایران امروز تصوّر کرد ( کسانی که به سیره‌ی آیت‌الله خمینی مراجعه می‌کنند، کمابیش همین می‌کنند) ولی این جایگاه از آنجا که در قانون اساسی به همین شیوه تعریف شده به آن شخص حقیقی مفروض، مجال ایفای نقشی متفاوت نمی‌دهد. تازه مقایسه‌ی خامنه‌ای به عنوان یکی از معدود روحانیان مرتبط با محافل روشنفکری نشان می‌دهد که در فرض روی کار آمدن یک روحانی سراپا سنّتی، وضع کنونی می‌توانست از این هم بدتر باشد.
ج: وامّا حاکمیّت دوگانه... . به عکس آنچه خامنه‌ای در سفر خود به قم آنرا شعار و هدف اصلاح‌طلبان دانست، ما تفاوت موضع وی در قبال سوریه و کنشهای اخیر دستگاه سیاست خارجی ایران را می‌توانیم در راستای تداوم همان حاکمیّت دوگانه بدانیم. حاکمیّت دوگانه، حاکمیّت شخص خامنه‌ای و منتقدان اصلاح‌طلبش نیست بلکه حاکمیّت همزمان خرد جمعی و عقل فردی است. حکومت مطلقه از وقتی در ایران با مشروطیّت قید خورد این شکاف به وجود آمد که در تقابل شاه و مصدّق و بعدها شاه و امینی رخ نمود، پس از انقلاب نیز دو رهبر جمهوری اسلامی بارها با شخص دوّم مملکت دچار اختلاف شدند که تداوم آن، نشان می‌دهد چیزی بیش از یک اختلاف سلیقه‌ی ساده است. واکنش شتابزده و بدون محاسبه به تحوّلات سوریه نتیجه‌ی تشخیص رهبر بود و تلاش برای رفع‌ورجوع آن، ابتدا با دعوت حاکم سوریه و معترضان به تفاهم و سپس گفتگو با معترضان، کار عقلانیّت جمعی که نتیجه‌ی آن سخنان نسنجیده را دیدند و -هرچند دیر- به فکر جبران مافات افتادند. همه‌گیرشدن گفتمان دموکراسی در جهان و اکنون در منطقه، کفّه را روز‌به‌روز به نفع جنبه‌ی جمهوریّت ساختار سیاسی دوزیست ایران سنگینتر می‌کند. هنگامه‌ی دوّم خرداد و جنبش سبز تنها دو نمود از این کشاکش بودند و هستند و این کارزار ادامه خواهد یافت که به گمانم غلبه‌ی جنبه‌ی جمعی این ساختار بر جنبه‌ی فردی آن دیر و زود خواهد داشت ولی سوخت و سوز نه.

مانا نیستانی

مواظب تقی باش


<div style="direction:rtl;text-align:right">*خاطره يک پزشک*</div>:
بخش اطفال رفتم دستکش هام رو عوض کنم، نمیدونم تا برگردم چه بلایی سر خودش
آورد که اینطوری گریه میکرد! پرسیدم آخه کجات درد میکنه کوچولو؟...بدون وقفه
میگفت: «تقی.....تقی!»
پرستار رو صدا زدم، ولی اونم نتونست متوجه بشه که این بچه چش شده ...بچه هم که
ول کن نبود و دائم تقی تقی میکرد! گفتم تقی جان آروم باش! مرد که گریه نمیکنه!!
پرستار گفت اسمش که تقی نیست آقای دکتر! تو پرونده اش نوشته رامتین! گفتم خب
شاید تو خونه تقی صداش می کنند!!...اونم زد زیر خنده!
ازش خواهش کردم مادر بچه رو صدا کنه، تا بخش رو روی سرمون خراب نکرده!!
مادرش که اومد ، یه چسب زخم خواست و چسبوند رو "انگشت شست" اش ،بعد هم دلداری
اش داد و آرومش کرد
گیج شده بودم! پرسیدم قضیه چی بود؟...
مشخص شد تو مهدکودک ، اسم امام ها رو به ترتیب انگشت های دست، به این ها یاد
میدن،... این بچه هم که انگشت شست اش مونده بود لای دسته صندلی و درد گرفته
بود، برای همین هم وقتی ازش می پرسیدیم کجات درد میکنه ، همش میگفت: «تقی»


میل

علی فرزات



<div style="direction:rtl;text-align:right">کاریکاتور هفته – 77</div>:









نخست: علی فرزات، کارتونیست مشهور عرب،
توسط نیروهای امنیتی حکومت سوریه در یکی از میدان‌های اصلی دمشق ربوده شد و بدن نیمه
جان او پس از ضرب و شتم و شکستن انگشتانش در حوالی شهر پیدا شد. علی فرزات، که حدود
شصت سال دارد، پنجشنبه‌شب، سوم شهریورماه جاری، در حالی که از محل کار به خانه‌اش بازمی‌گشت
توسط چهار تن از افراد "نقاب‌دار" در نزدیکی ساختمان راديو تلويزيون دولتی
و ستاد نيروهای امنيتی سوريه، ربوده شده بود.
یک خویشاوند وی به رسانه‌ها گفته که مهاجمان تهدید کردند استخوان‌هایش را خواهند
شکست و به او هشدار دادند به کشیدن تصاویر اعضای دولت پایان دهد. گفته می‌شود که مهاجمان
پس از شکستن انگشتان علی فرزات به او گفته‌اند که "این هشدار است" ... عکس بالا علی فرزات را قبل و بعد از مهرورزی نشان می دهد.


.







دوم: کاریکاتور بالا کار علی فرزات است:
برای قطار "اصلاحات "در آخر ِ راه ریل، ریلی تازه کار گذاشته اند اما با
رنگ؛ یک ریل دروغین، یک ریل نقاشی شده و نه واقعی، یک ریل "فریب"


.


سوم: این کاریکاتور پایینی هم کار طرفداران فرزات است:







.

چهارم: اینجا (+) صفحه حامیان علی فرزات است.
عضو شوید


.


.


.




یک گوشه دنیا

 کشوری یک گوشه از دنیاست که فراموش شده یک گوشه از دنیاست که حتا خدا هم اونو فراموش کرده یک گوشه از دنیاست که مردمش وجود ندارن هیچ دعایی به آ...