بغلت میکنم و سرم رو روی شونه های نحیفت میذارم و بهت میگم: منو ببخش
میدونم توی این زندگی خیلی اذیتت کردم
میدونم همیشه سرزنشت کردم
میدونم همیشه به جای تو حق رو به دیگران دادم
اما عزیزم تو هم زیادی بازیگوش بودی
کودک درونم رو در آغوش میکشم و با هم اشک میریزیم
۱۳۹۸ فروردین ۱۵, پنجشنبه
۱۳۹۶ آذر ۱۹, یکشنبه
عشق را باید هر روز دوباره نگاه کرد
کتاب #ملت_عشق نوشته ی نویسنده ی ترک الیف شافاک و با ترجمه ی زیبا و روان ارسلان فصیحی تا به حال یکی از پرتیراژترین کتابهایی ست که در این دوره به چاپ سی و بالاتر رسیده است. این کتاب به شیوه ی داستان در داستان نوشته شده . داستان اول که تا پایان کتاب نیز ما را همراهی می کند در مورد خانم ویراستاری است که مجبور است کتابی را ویراستاری و نظرش را پیرامون آن کتاب بدهد اما داستان دوم همان کتابی است که این خانم مطالعه میکند و در طی آن با زندگی مولانا عارف و شاعر ایرانی آشنا می شود . داستان دوم نیز خود به شیوه ی روایت های چندگانه بیان شده که هر شخصیت داستان را از زاویه ی دید خود بیان میکند.
کتاب بسیار زیبا و دلنشین پیش میرود و برای آشنایی خواننده ی مبتدی و ناآشنا به ادبیات فارسی بسیار مفید و زیباست گرچه برای خواننده ی حرفه ای پیش و پا افتاده به نظر میرسد با اسنادی محدود و حالتی رمان گونه و بازاری ، چنین برداشتی درست است اما در آن صورت باید به کتاب های استاد زرین کوب و به خصوص کتاب ارزشمند پله پله تا ملاقات خدا مراجعه کرد و از اسناد و کلمات استاد سود جست
.
کتاب بسیار زیبا و دلنشین پیش میرود و برای آشنایی خواننده ی مبتدی و ناآشنا به ادبیات فارسی بسیار مفید و زیباست گرچه برای خواننده ی حرفه ای پیش و پا افتاده به نظر میرسد با اسنادی محدود و حالتی رمان گونه و بازاری ، چنین برداشتی درست است اما در آن صورت باید به کتاب های استاد زرین کوب و به خصوص کتاب ارزشمند پله پله تا ملاقات خدا مراجعه کرد و از اسناد و کلمات استاد سود جست
.
۱۳۹۶ آبان ۲۵, پنجشنبه
بلانکو و چولو
کتاب «ماهی در آب» نوشته ی ماریو بارگاس یوسا کتاب خوبی بود که مثل همیشه نثر روان و دلنشین یوسا آن را جذاب می کرد. اتوبیوگرافی زیبایی که داستانوار پیش میرفت، گرچه در قسمتهای سیاسی کمی حوصله لازم داشت اما از دو قسمت آن بسیار لذت بردم :اولین قسمت صفحه ۱۲ جایی که از بیماری ملی مردم پرو ( جای مردم پرو میتوان ایران گذاشت) تبعیضی که به شکل نفرت و عقدههای اجتماعی ظاهر میشود پروییها بر اساس درآمد و سطح مالی به دو دسته تقسیم میشدند سفیدپوست یا بلانکو و رنگینپوست یا چولو که چندان به رنگ پوست مربوط نبود و هر سفیدپوست فقیری هم در دستهی چولو قرار میگرفت و فرد احساس فقر و تحقیرشدگی داشت و همین مسئله خشم و فاصلهی طبقاتی مبالغه آمیزی را ایجاد میکرد.«بلانکو و چولو تنها به گروههای قومی یا نژادی دلالت نمیکنند، بلکه بیانگروضعیت اجتماعی و اقتصادی نیز هستند »
دومین قسمتی که دوست داشتم بحث زیبایی درمورد نویسندگی بود که در صفحهی ۲۳۵ نوشته شده بود: «قلمفرسایان سادهلوحی که یقین دارند نوشتن رمان خوب با خلق موضوع خوب میسر میشود.آنها باید بیاموزند که یک رمان موفق ناشی از تلاش فکری جسورانه است، دست و پنجه نرم کردن با زبان و آفرینش یک نظم روایی،سامانبندی زمان،حرکت، توالی خبر و سکوت است و واقعی یا تصنعی بودن، مضحک یا احساسبرانگیز بودن،جدی یا احمقانه بودن اثر بستگی دارد.»
۱۳۹۶ مهر ۱۸, سهشنبه
درک شاهنامه به صورتی دیگر
سالها آرزوم این بود که شاهنامه رو بی غلط بخونم و بشنوم و بدون این که کسی برام ترجمه و معنی کنه معنای کلام فردوسی رو راحت و ساده درک کنم و از کلامش لذت ببرم. خب این روزها داستان رستم و سهراب رو همونجور که دوست داشتم شنیدم و درک کردم و به راحتی باهاش ارتباط برقرار کردم.
خودم خیلی لذت بردم برای همین به شما هم پیشنهاد میکنم حتمن گوش کنید و لذت ببرید. راستش قبلن سایت نوار رو خدمتتون معرفی کرده بودم و این بار میخوام یک اثر بزرگ رو که به همت گروهی از بهترین دوبلورهای ایران ساخته و پرداخته شده خدمتتون معرفی کنم:
کتاب صوتی رستم و سهراب به سرپرستی استاد ابوالحسن تهامی و به کوشش گروهی از بهترین دوبلورهای ایران تهیه شده،از جمله: چنگیز جلیلوند، مریم شیرزاد، ژرژ پطروسی ، زهره شکوفنده و بسیاری دیگر از هنرمندان عزیز. آنچه برای من خیلی مهم بود لحن و گویش صداپیشگان بود که به درستی و با کمال دقت و زیبایی کلمات بیان میشد و لحن داستان به مخاطب ارائه میشد. افکت های صوتی هم شما را در درک بهتر داستان کمک می کند و بدون اینکه استاد ادبیات یا حتا اهل ادبیات فارسی باشید میتوانید از داستان استفاده کرده و از آن لذت ببرید.
شنیدن این داستان را به شما پیشنهاد میکنم
۱۳۹۶ مهر ۱۲, چهارشنبه
کتابی در سفر
وقتی کتابای #موراکامی رو میخونم با خودم میگم ینی ادبیات به سمت از هر دری سخنی ، رفته مثل همین نوشته های بی سر و تهی که قدیما ما توی پلاس و الان توی توییتر میگیم و رد میشیم
توی دانشگاه وقتی به استاد میگفتیم چه ساده س، میگفت سهل و ممتنع. بابا کجاش ممتنع؟ الان من در مورد پلاسکو و آتش نشان هایی که توی اونجا دفن شدن حرف بزنم و ناگهان بیام در مورد زندگی مزخرف و زپرتی خودم یه سری دری وری ببافم و بگم که چقدر دوست پسر گاوم نفهم بوده، این داستانه؟ ممتنعه؟
چند روزیه دارم کتاب: کجا ممکن است پیدایش کنم اثر موراکامی و ترجمه ی بزرگمهر شرف الدین رو میخونم و اولین داستانش فاجعه ی معدن در نیویورک دقیقن چنین حسی بهم میده که برو بکوب بکشش این مردک رو. اما خب راستش من یک خوره ی کتاب عجیبی هستم حتا حال به هم زن ترین کتاب رو هم باید تا آخرش بخونم. دلم برای کتاب نازنین میسوزه و میگم باید تمومش کرد و بعد گذاشت توی یه کافه و روی صفحه اول نوشت: این یک کتابِ در سفر است لطفن بعد از مطالعه آن را در مکانی عمومی بگذارید تا به سفرش ادامه دهد :(((
و براش آرزو میکنم که سفرش نیمه کاره نمونه، زیر دست و پای ملت گم نشه و یکی باشه که ازش بهترین استفاده رو بکنه ( ازنظر من هیچ کتابی نیست که به درد زیر دست و پای ملت بخوره) به هرحال با کلی آرزوی خوب میذارم روی میز کافه و امیدوار میشم که آدمای کتابخوان دیگه ای هم پیدا بشن.
۱۳۹۶ مهر ۱۱, سهشنبه
زیر آخرین درخت انار جهان
جهان پر است از انارهایی که شاید بتوانند ما را به هم پیوند دهند اما از پیوند ناکام می مانند و در هر گوشه اش سریاس صبحگاهی ست که باید دستانش را گرفت و یاریگرش شد
تازه #کتاب #آخرین_انار_دنیا رو تموم کردم زیبا بود و سرشار از نکاتی که دل را پر از اندوه میسازد. کتابی که همچون تمام نوشته های اهالی خاورمیانه سرشار از رمز و راز و کنایه هایی ست که تو را به مسائل دیگری ارجاع میدهد که باید آنها را درک کنی . این کتاب نوشته ی نویسنده ای #عراقی به نام #بختیار_علی ست و به زیبایی مسائل مردم و به ویژه کودکان در سرزمین های جنگ زده را بیان میکند. اگرچه کتاب پر از استعاره و کنایه است اما چنان شیوا و زیبا نوشته شده است که شما را خسته نمی کند و در سراسر کتاب با نویسنده همراه می شوید.
این کتاب در بخش کتاب شب رادیو تهران تلخیص و با صدای گرم و زیبای آقای بهروز رضوی اجرا شده است که می توانید از آن نیز استفاده کنید. اما خواندن کتاب را به شما توصیه می کنم
۱۳۹۶ مهر ۴, سهشنبه
زخمی به سرمای یخ
دكارت اشتباه میکرد، گاهی فکر میکنی تا خودت نباشی
اولین بود برای من از هر لحاظ و وقتی گفت کات کنیم، میخواستم التماس کنم نه، لااقل نه تا پایان دوم آبان، اما هیچوقت نخواستهام سربار کسی باشم، زنگ زدم و گفتم: امیدوارم خوشبخت باشی، خیلی شیک و مجلسی و با همین لحن مهربانانهی همیشگی، انگار که خودم دامادش کنم و به خانهی بخت بفرستم.
اتلفن را که قطع کردم نفهمیدم چند سیگار گیراندم و تمام کردم و چند لیوان آبجو زدم. اما به معنای واقعی کلمه ضجه زدم. پای دار نشستم و بک ضجهی کامل زدم و تا صبح یکسره بافتم. صبح آرام شده بودم: سختتر از مرگ مامان نیست
خوابیدم و حالا از سردی خودم میترسم
اشتراک در:
پستها (Atom)
یک گوشه دنیا
کشوری یک گوشه از دنیاست که فراموش شده یک گوشه از دنیاست که حتا خدا هم اونو فراموش کرده یک گوشه از دنیاست که مردمش وجود ندارن هیچ دعایی به آ...
-
ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻓﻘﺮ ﺗﻦ ﺩﻫﺪ ﺩﯾﻨﯽ ﮐﻪ ﺩﻭﺯﺥ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﮐﺸﻮﺭﯼ ﮐﻪ ﺳﺘﻢ ﮐﻨﺪ ﻓﺮﻭﻣﺎﯾﻪ ﺍﻧﺪ... ﻣﻦ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺍﯼ، ﺑﺪﻭﻥ ﺭﻫﺒﺮ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻢ... ﺩﯾﻨﯽ، ﺑﺪﻭﻥ ﺗﺤﻤﯿ...
-
گاهی پیش میاد که آدم از کتاب خوندن خسته میشه، حتا پیش میاد که کارت زیاده و نمیتونی کتاب بخونی. در چنین مواقعی شنیدن کتاب هم خالی از لطف نیس...
-
ما دست هایمان را در باد کاشتیم شاید روزی دوباره بازگردند لیوان قهوه را در دستانم میچرخانم و گرمایش را با دستانم مزمزه می کنم. شکر ر...



