۱۳۹۲ شهریور ۲۱, پنجشنبه
خودزنی
۱۳۹۱ مرداد ۲۴, سهشنبه
جوابی برای توتالیتاریسم
عدو شود سبب خير اگر خدا خواهد
اين روزها براى كمك به آسيب ديدگان زلزله نه دولت فراخوانى داد و نه كمكى خواست ، مردم همبسته شدند و در گروه هاى كوچك و بزرگ به يارى آذربايجان شتافتند
شايد كوچك به نظر برسد اما همين همبستگى ها قدرت ماست و وقتي اين تشكل ها را از فضاى مجازى به سطح جامعه مى رسانيم هم به حكومت توتاليتر شكوه و عظمت مان را نشان مىدهيم هم دردى از دردهاى مان را درمان مى كنيم و از اين رخوت بيرون مى آييم
۱۳۹۰ شهریور ۲۶, شنبه
برای سمیه
همسر شهید حمید باکری، از سرداران افتخارآفرین دفاع مقدس، در نامهای خطاب به سمیه توحیدلو، فعال ستاد میرحسین موسوی که به جرم انتقاد از احمدینژاد دستگیر شده بود و روز چهارشنبه در زندان اوین شلاق خورد، نوشت: نمی دانم چگونه از شما عذر خواهی کنم. شما هیچ گناهی ندارید. آرمانهای ما این بود که جامعه ای داشته باشیم بر پایه عدل و قسط که در تمام دنیا نمونه باشد، بر هیچ کس ظلمی نرود، زمینه رشد همه انسانها فراهم شود، دیگر کسانی که “من ” هستند بر ما حکومت نکنند، بلکه “ما” شویم و غبار غم و غصه و فقر و بی فرهنگی را از جامعه به شیوه ی اخلاق و سیره پیامبر (ص) بشوییم. شما از جمله کسانی بودید که آن آرمانها را باور کردید، ولی می خواستید روش ها را تغییر دهید شاید نتیجه بهتری بگیرم. ما باید ممنون شما باشیم که از “من ” به “ما ” رسیدید.
به گزارش کلمه، فاطمه چهل امیرانی در این نامه همچنین اعلام آمادگی کرد که همانند توحیدلو شلاق بخورد، و خاطرنشان کرد: ظاهرا آقایان ترسیدند عدالت تعریف شده با تفکر آنان خدشه دار شود و باید حکم داده شده به شما اجرا می شد. به استناد همان تعریف از عدالت خیلی ها مثل من از طرف آقایان به این جرم ها متهم هستیم. پس برای اینکه در حق شما ظلم نشده باشد اینجانب فاطمه چهل امیرانی فرزند ید الله و همسر شهید همت خانم ژیلا بدیهیان آمادگی اجرای حکم شلاق را در برای خود داریم. اما هر شلاقی که بخوریم احساس می کنیم حقمان است چون یک عمر خوابیدیم و فکر کردیم که صلاح مملکت را خسروان دانند. گرچه قلب و روح ما سالهاست تازیانه ها را تحمل کرده …..
متن کامل نامه همسر شهید باکری به سمیه توحیدلو را در ادامه بخوانید:
دخترم سمیه خانم
“بار خدایا ، تو به دوستانت از همه دوستانشان مهربانترى و بر آنان که به تو توکل کنند از هرکس دیگر کارسازتر . درون پرده رازشان را مىبینى و بر ضمایرشان آگاهى و اندازه بصیرتشان را مىشناسى و اسرارشان بر تو آشکار است و دلهایشان در حسرت دیدار تو سوخته است .
اگر غربت به وحشتشان افکند یاد تو انس و آرامش آنهاست و اگر باران مصایب بر سرشان ببارد به پناه جستن از تو روى آرند . زیرا مىدانند که زمام همه کارها به دست توست و هر چه شود به مشیت و قضاى توست .
بارخدایا ، اگر زبانم از سؤال عاجز است یا ندانم چسان روى سؤال به درگاه تو آرم ، مرا به آنچه صلاح من در آن است ، راه بنماى و دلم را به جایى که رستگارى من آنجاست ، متوجه ساز که چنین رهنمودها از تو بعید نیست و چنین کارسازیها از تو شگفت نباشد . بارخدایا ، با من به بخشایش خود رفتار کن و به عدالت خود رفتار مکن”
خطبه ۲۱۸ نهج البلاغه
چه نام برازنده ای! پدر و مادرت با چه نیت خالص و شناختی این نام را بر عزیزی چون شما نهاده اند! شاید می دانستند شما هم مثل آن شیر زن تاریخ اسلام باعث آشکار شدن جهل جاهلان زمان خود خواهید شد.
عجب بازار مکاره ای داریم! با تبلیغات فراوان عده ای را جاسوس معرفی می کنند و سپس با چرخش ۱۸۰ درجه به استناد رافت اسلامی همان جاسوسان را با احترام و عزت آزاد و روانه خانه شان می کنند. دریغا که در حق زن تحصیل کرده و متعهد و همکیش و هموطن خود چه ظلمی روا می دارند.
نمی دانم چگونه از شما عذر خواهی کنم. شما هیچ گناهی ندارید. آرمانهای ما این بود که جامعه ای داشته باشیم بر پایه عدل و قسط که در تمام دنیا نمونه باشد، بر هیچ کس ظلمی نرود، زمینه رشد همه انسانها فراهم شود، دیگر کسانی که “من ” هستند بر ما حکومت نکنند، بلکه “ما” شویم و غبار غم و غصه و فقر و بی فرهنگی را از جامعه به شیوه ی اخلاق و سیره پیامبر (ص) بشوییم. شما از جمله کسانی بودید که آن آرمانها را باور کردید، ولی می خواستید روش ها را تغییر دهید شاید نتیجه بهتری بگیرم. ما باید ممنون شما باشیم که از “من ” به “ما ” رسیدید.
چه تصادفی! در آستانه آغاز هفته دفاع مقدس هستیم. شهدا علت حضور خود در جبهه ها را فاجعه ی زنان سوسنگرد عنوان می کردند و امروز … شهدا کجایید تا ببینید…..
البته من یک بار هم در روز عاشورا شاهد سیلی خوردن بر صورت دختری مذهبی با نام زهرا سادات بودم. جالب اینکه من به حال کسی که سیلی را زد بیشتر تاسف خوردم ، که چه جاهلانه فکر می کند که اعمالش به خاطر خداست و نمی اندیشد که چه می کند. و این داستانها تکرار تاریخ است…
نمی دانم بخندم یا گریه کنم به حال کسانی که به دنبال متهم می گردند که چرا در جامعه اینقدر بد اخلاقی و عصبانیت و تند روی است؟ که چرا در جیب جوانان ما چاقو است؟… چگونه به این افراد تفهیم کنیم که شما خود در دو سال اخیر در تمام میادین و خیابانهای شهر کارگاه آموزشی با انواع لوازم از جمله خنجر و باتوم و قمه گذاشته اید، تا دیگران یاد بگیرند اگر می خواهند به کسی که نظر مخالف آنها را دارد ضربه ای بزنند باید آنطور بزنند که بمیرد و بلند نشود.
ظاهرا آقایان ترسیدند عدالت تعریف شده با تفکر آنان خدشه دار شود و باید حکم داده شده به شما اجرا می شد. به استناد همان تعریف از عدالت خیلی ها مثل من از طرف آقایان به این جرم ها متهم هستیم. پس برای اینکه در حق شما ظلم نشده باشد اینجانب فاطمه چهل امیرانی فرزند ید الله و همسر شهید همت خانم ژیلا بدیهیان آمادگی اجرای حکم شلاق را در برای خود داریم. اما هر شلاقی که بخوریم احساس می کنیم حقمان است چون یک عمر خوابیدیم و فکر کردیم که صلاح مملکت را خسروان دانند. گرچه قلب و روح ما سالهاست تازیانه ها را تحمل کرده …..
سمیه خانم ، چند روز پیش با آسیه درباره کسانی که مورد ظلم و اذیت واقع شده اند صحبت می کردیم. می گفت: ” مامان! فکر می کنم بی غیرت شده ایم.” می خواهم جواب آسیه را اینجا بدهم … آسیه! من بی غیرت نیستم. من یک زن آذری هستم که در سایه کوههای سر به فلک کشیده آذربایجان بزرگ شده ام و مانند مردان سرزمینم آزاده ام و آزاد می اندیشم وهمانند مردان مرد تاریخ آذربایجان باغیرتم. و اگر صبر می کنیم، نه صبر زرد است بلکه هنوز معتقدیم کسانی هستند که می توانند بیدار شوند و باید به آنها فرصت داد. امیدواریم روزی برسد که همه ما با هر اعتقادی دست در دست هم سرزمینمان را آباد کنیم.
فاطمه چهل امیرانی ۲۵/۶/۹۰
احمدی نژاد کارشناس 500 سال پیش محیط زیست
محمود احمدی نژاد اعتراضات مردم شهرهای مختلف آذربایجان نسبت به خشک شدن دریاچه ارومیه و سوء مدیریت دولت در این زمینه را «برخی سر و صداهای بلند شده» توصیف کرد و با طبیعی دانستن خشک شدن این دریاچه، گفت: «دریاچه ارومیه هر ۵۰۰ سال با چنین شرایطی روبهرو میشود.»
به گزارش فارس، رئیس دولت دهم صبح امروز – جمعه – در آخرین روز سفر استانی خود به اردبیل، درباره بحران دریاچه ارومیه و اعتراضات موجود درباره آن، گفت: بر اساس ارزیابیها دریاچه ارومیه هر پانصد سال با چنین شرایطی روبهرو میشود به طوری که پانصد سال پیش نیز چنین وضعیتی داشته و بیش از سیصد میلیمتر کاهش بارندگی در این منطقه اتفاق افتاده بود.
وی بدون اشاره به سوء مدیریت هایی که این دریاچه را به سمت مرگ میبرد، در مورد انتقال آب ارس به این دریاچه گفت: با منطقی یا غیرمنطقی بودن این انتقال کاری نداریم اما آنچه مهم است این که هنوز نتوانستیم از سهم برداشت شده خود از ارس درست استفاده کنیم.
رئیس دولت دهم در عین حال ادعا کرد: همه دنیا را می توان آباد کرد حتی کویر را، اما به شرط اینکه شیوه مدیریت و برنامه ریزی را اصلاح کرد. وی گفت: اگر فقط ۲۰ درصد پولی که طی ۵۰ سال گذشته برای سد سازی هزینه می کردیم برای اصلاح شیوه آبیاری هزینه می شد هم اکنون مصرف آب ما یک سوم مصرف در حال حاضر بود یعنی ۳ برابر می توانستیم محصول برداشت کنیم.
وی گفت: دولت در خدمت شماست و با یک یا حسین و یا علی باید کارها را به پیش ببریم و نگران بودجه نباشیم! احمدینژاد افزود: برای تغییر شیوههای آبیاری بودجه خوبی اختصاص داده است که این بودجه برای اردبیل نامحدود است!!
احمدی نژاد همچنین به طور تلویحی به غیر منطقی بودن برخی مصوبات استانی دولت اعتراف کرد و گفت: تمام مصوبات و پروژههایی که از سوی دولت به مردم وعده داده شده باید اجرایی شود مگر موارد استثنایی و نادر که واقعاً توجیه منطقی نداشته باشد.
رئیس دولت همچنین موضوع انتقال آب از رودخانه ارس به آذربایجان غربی و شرقی را مورد اشاره قرار داد و گفت: انتقال آب از این رودخانه بزرگ و وسیع به این معنا نیست که حق آبه در مغان کم میشود. ایران هنوز از همه حق آبه خود از این رودخانه استفاده نمیکند از اینرو دولت با سرمایهگذاریهای وسیع تصمیم دارد که با انتقال آب به مناطقی که با کمبود آب مواجه هستند این مناطق و دستها را نیز آباد کند.
۱۳۹۰ شهریور ۲۵, جمعه
برای سمیه توحیدلو
واکنش ها به اجرای حکم شلاق سمیه توحیدلو، وبلاگ نویس منتقد در شبکه های اجتماعی همچنان ادامه دارد.
ریحانه طباطبایی وبلاگ نویس و روزنامه نگاری که خود زمستان سال گذشته مدتی را در انفرادی های دوالف به سر برده بود در یادداشتی در وبلاگ خود با عنوان “سربلند دار” می نویسد:
سال ۸۴ بود، قرار شد تا فیلمی برای دکتر معین ساخته شود، جعمی از جوانان جمع شدیم پر از شور و جوانی، در میان ما دختری بود محجبه، تنها دختر چادری جمع، در زیر زمینی جمع شدیم و عوامل فیلم آمدند و دکتر معین آمد و بزرگتر ها و خلاصه فیلم کلید خورد، همه با شور و هیجان صحبت می کردیم، می تاختیم و نقد می کردیم، اما در این بین دخترک چادری جمع آرام سخن می گفت، لبخند همیشه بر صورتش بود ، عصبانی نمیشد، مثل ما تند نمی شد، در تمام طول اون ۹ ساعت صبور و بود آرام، با وقار، کم کم دوست شدیم، آغاز دوستی من با سمیه توحید لو…
پس از آن چندباری دیدمش، همیشه خندان و صبور بود، در ستاد نسیم همیشه دور هم جمع می شدیم و حرف میزدیم، ما از ستاد هنرمندان و روزنامه نگاران و او در ستاد نسیم و بقیه بچه هایی که بودن،…. گذشت اون سال ها….هر کس به دنبال زندگی.
سال ۸۸ شد، بازهم او در ستادی مشغول شد، این بار باهم نبودیم، اصلا من نبودم، کودتا صورت گرفت، شبهای سیاه و دختر صبور و آرامی که به زندان رفت، باورم نمی شد نماد دختران مسلمان سرزمینم در زندان،باورم نمی شد…بازهم گذشت فکر کنم حدود ۸۸ روز شایدم بیشتر نمی دانم، اما او آزاد شد و یکدیگر را دیدیم و خندان بود مثل همیشه حتی مثل امشب …نه آن زمان که از زندان آزاد شد و نه این شب کذایی شکایتی نکرد…
به دیدن آزاد شده ها که می آمد، می گفت زیارت قبول، باور داشت که اوین عبادت گاه هست، او بارها بارها آنجا به طواف رفته بود….
همدیگر را می دیدیم، آخرین بار شب احیا بود، در حسینیه ارشاد، همدیگر را در آغوش کشیدیم از حکمش پرسیدم گفت خیره انشاء الله….خیر نبود….
می گن ضربه ها آرام بوده؛ خودش نوشته : ” خوشحال باش. قصدت تحقیر بود. اعتراف می کنم احساس تحقیر شدگی تمام وجودم را سوزاند. آنقدر که گمان نبرم که تکرار شدنی باشد.”
نمی دونم چی بنویسم، چه بگویم، می دونم تا ننویسم خوابم نمی بره، آروم نمی شم، از حقیر شدن آدمهایی که انسان نیستند، شرم و حیا را فراموش کرده اند، از بی شرمی سیاه روی ترین سیاه دلان تاریخ….
درس سمیه و یاسر را ازکتاب های تاریخ و دینی حذف کنید، فقط آبروی خودتان می رود که آن عصر جاهلیت بود این عصر ….از انگلستان و مصر و دیگر جاهای دنیا نگویید، هیچ نگویید مدتی سکوت کنید بهتر است سکوت کنید
امروز بی شرمی در این سرزمین به بالاترین نقطه خود رسید، امروز خدا هم گریه خواهد کرد، دختری را ، یکی از مسلمان ترین دختران این سرزمین را، اصلا تو بگو نامسلمان، یک انسان را به جرم اعتقاد و اندیشیدن شلاق می زنند، وای برای این مسلمانی، وای بر این حکومت داری و سرزمین داری ….
ما می مانیم، ما سربلند و سبز در تاریخ می مانیم، شما هم می مانید اما شرمسار در تاریخ، ما می مانیم و شما می روید در حالیکه نفرین مادران و دختران این سرزمین بدرقه راهتان است.
خواهرم سربلند دار که امروز بیش از همه طواف کردی بیش از همیشه عبادت کردی خواهرم سربلند و سبز ماندی.
برای سمیه
نیزهی نمباد شرجی وسط دشت تابستون
تازیانههای رگبار توی چلهی زمستون
درد دارد ننه اما هیچکدوم نتونستند نتونستند جلوی من رو بگیرند ننه
قربان تو؛ مادر رجب
۱۳۹۰ شهریور ۲۲, سهشنبه
۱۳۹۰ شهریور ۱۵, سهشنبه
هرگز نخواب کوروش
شعری از بانو سیمین بهبهانی به مناسبت حذف نام کوروش از کتاب های درسی تاریخ
هرگزنخواب کورش
دارا جهان ندارد،
سارا زبان ندارد
بابا ستاره ای در
!هفت آسمان ندارد
کارون ز چشمه خشکید،
البرز لب فرو بست
حتا دل دماوند،
آتش فشان ندارد
دیو سیاه دربند،
آسان رهید و بگریخت
رستم در این هیاهو،
گرز گران ندارد
روز وداع خورشید،
زاینده رود خشکید
زیرا دل سپاهان،
نقش جهان ندارد
بر نام پارس دریا،
نامی دگر نهادند
گویی که آرش ما،
تیر و کمان ندارد
دریای مازنی ها،
بر کام دیگران شد
نادر ز خاک برخیز،
میهن جوان ندارد
دارا ! کجای کاری،
دزدان سرزمینت
بر بیستون نویسند،
دارا جهان ندارد
آییم به دادخواهی،
فریادمان بلند است
اما چه سود،
اینجا نوشیروان ندارد
سرخ و سپید و سبز است
این بیرق کیانی
اما صد آه و افسوس،
شیر ژیان ندارد
کوآن حکیم توسی،
شهنامه ای سراید
شاید که شاعر ما
دیگر بیان ندارد
هرگز نخواب کوروش،
ای مهرآریایی
بی نام تو،وطن نیز
نام و نشان
ندارد
حاکمیت دوگانه
دیدگاهی موضع امریکا را در برابر تحوّلات مصر، فرصتطلبانه یا ریاکارانه میخواند که برداشتش از سیاست و بازیهای آن یا خیلی سادهانگارانه باشد یا شعار آزادی و دموکراسی را چیزی مانند شعار اسلامخواهی نظام ایران بداند که به ابتدا به شیوهی «حرف مرد یکی است» ابراز میشود ولی در پایان- به قول دوستان افغانستانی- به «ما تسلیم زور نمیشویم مگر اینکه پرزور باشد» منتهی. شاید همین الآن هم با دیدن تحوّلات بحرین یا جانسختی قذّافی در مقایسه با اعتراضات آرامتر مصریان بعضی لب به عتاب اوباما بگشایند که زودتر از آنچه باید، پشت مبارک را خالی کرد. اوباما و شخصیّت او یکی از دههها عامل مؤثّر در محاسبهی مواضع امریکا به علاوهی سیاست همیشگی این کشور، حزب او، تغییرها و درسهای زمانه، پیشرفت شیوههای تحلیل و بررسی اوضاع و بسیاری عوامل دیگر است. برای همین است که واکنش به اعتراضات مردمی علیه مبارک و پینوشه را نباید تنها به تفاوت دو رئیسجمهور متفاوت فروکاست بلکه باید آنرا نتیجهی برآیند مختلف دو کلّ یکپارچه در دو زمان متفاوت دید. اوباما هرچند به نسبت رئیسجمهور بسیاری از کشورها اختیارات زیادی دارد امّا شخصیّت او تنها یکی از بسیار مؤلّفههایی است که آن برآیند کلّی را میسازد. این از مقدّمهی اوّل.
گذشته از یکّهتازیهای رهبر نظام در داخل کشور به مناسبتهای گوناگون که به نتیجهای منجر نمیشود یا حتّی گاه اثر عکس دارد ( که جا دارد به وقتش فهرست بلند و بالایی از آن تهیّه شود) و مهمترین آن سخن گفتن دربارهی احمدینژاد در بیستونه خرداد معروف بود که حالا شاید خود وی بیش از همه از آن پشیمان باشد؛ خطبهی عربی وی دربارهی مصر نمونهی خوبی برای بررسی است. آن خطبه، بلافاصله جوابش را با سخنان قرضاوی دربارهی شیعیان بحرین گرفت تا مگر سودای رهبری مسلمین جهان کمی تعدیل شود که من یکی بعید میدانم. تازه قرضاوی اسلامگرای معتدلی به نسبت سلفیهای مصر است و از جایی سخن میگوید که پایتختش رأس الحسین و سیّده زینب دارد و سابقهی حکومت فاطمیان و فتوای شیخ شلتوت را پشت سر و الازهرش با الهام از نام دختر پیامبر نامگذاری شده است. پس همانگونه که آزادیها و عدالتهای گوناگون داریم، برداشتهای مختلفی نیز از اسلام داریم که چه بسا جایی بعضی از آنها بیشتر موجب مزاحمت شود تا منفعت. یک اندیشهی سکولار با اعتراضات بحرینیان با رواداری بیشتری برخورد میکند تا کسی که تشیّع را رقیب دینی خود ببیند و البتّه مصر و جایگاه رهبری جهان عرب را هم نباید فراموش کرد و دیدیم که به ایران به خاطر دخالت در منطقهی خلیج فارس چه پیامی دادند و باید منتظر حرکت روزافزون فلسطینیانی که در سوگ صدّام و بنلادن نشستند به طرف مصر جدید به جای ایران شد. البتّه اگر مصرف آن سخنرانی عربی را بیشتر داخلی بدانیم بحث دیگری است. این هم از مقدّمهی دوّم.
میرسیم به جای بحثمان که چند روز پس از پرسش نهم من در ضمن دهپرسش از رهبر، خبر دعوت ایران از حاکمان سوریه و یمن برای مدارا و گفتگو با مخالفان انتشار یافت. از دستگاه دیپلماسی ایران انتظار نمیرفت که حاکمان یمن و سوریه را یککاسه کند، همانطور که گفتگوی ایران با مخالفان بشّار اسد- با هر انگیزه و هدفی، از دعوت به مصالحه تا یافتن جایی در سوریهی آینده- جای تعجّب داشت. امّا اینها در صورتی مفید بود که آن سخنان بیموقع رهبر نظام در انحرافی خواندن اعتراضات مردم سوریه بیان نشده بود. با گفتن آن سخنان، وجههی ایران در حمایت از قیام عربی در منطقه مخدوش شد و حالا اعراب منطقه، نظام ایران را به همان چیزی متّهم میکنند که پیروان نظام، امریکا را. با این تفاوت که امریکا شعار آزادیخواهی را ذیل منافع خود تعریف میکند و نظام حاکم ایران قرار است که عکس آن را انجام دهد.آن دهان که بیموقع باز شد، فرصت بالابردن جایگاه ایران در منطقه را از بین برد. این نوشته در پی پرداختن صرف به تحوّلات اخیر منطقه نیست که دربارهاش به اندازهی لازم- و نه کافی- نوشتهاند. غرض گرفتن دو سه درس کوچک برای خود ما بود:
الف: به عکس اوباما و جایگاه او در ساختار سیاسی امریکا، رهبر نظام ایران بارها کاری کرده یا سخنی گفته که فقط به درک شخصی او بستگی داشته است و به نتیجهای نینجامیده است امّا وی از شکست گذشته درسی نگرفته و احتمالاً نخواهد گرفت.
ب: چنین جایگاهی ربطی به شخصیّت حقیقی سیّدعلی خامنهای ندارد. هرچند میتوان کس دیگری را به جای او در نظر گرفت و شرایط متفاوتی برای ایران امروز تصوّر کرد ( کسانی که به سیرهی آیتالله خمینی مراجعه میکنند، کمابیش همین میکنند) ولی این جایگاه از آنجا که در قانون اساسی به همین شیوه تعریف شده به آن شخص حقیقی مفروض، مجال ایفای نقشی متفاوت نمیدهد. تازه مقایسهی خامنهای به عنوان یکی از معدود روحانیان مرتبط با محافل روشنفکری نشان میدهد که در فرض روی کار آمدن یک روحانی سراپا سنّتی، وضع کنونی میتوانست از این هم بدتر باشد.
ج: وامّا حاکمیّت دوگانه... . به عکس آنچه خامنهای در سفر خود به قم آنرا شعار و هدف اصلاحطلبان دانست، ما تفاوت موضع وی در قبال سوریه و کنشهای اخیر دستگاه سیاست خارجی ایران را میتوانیم در راستای تداوم همان حاکمیّت دوگانه بدانیم. حاکمیّت دوگانه، حاکمیّت شخص خامنهای و منتقدان اصلاحطلبش نیست بلکه حاکمیّت همزمان خرد جمعی و عقل فردی است. حکومت مطلقه از وقتی در ایران با مشروطیّت قید خورد این شکاف به وجود آمد که در تقابل شاه و مصدّق و بعدها شاه و امینی رخ نمود، پس از انقلاب نیز دو رهبر جمهوری اسلامی بارها با شخص دوّم مملکت دچار اختلاف شدند که تداوم آن، نشان میدهد چیزی بیش از یک اختلاف سلیقهی ساده است. واکنش شتابزده و بدون محاسبه به تحوّلات سوریه نتیجهی تشخیص رهبر بود و تلاش برای رفعورجوع آن، ابتدا با دعوت حاکم سوریه و معترضان به تفاهم و سپس گفتگو با معترضان، کار عقلانیّت جمعی که نتیجهی آن سخنان نسنجیده را دیدند و -هرچند دیر- به فکر جبران مافات افتادند. همهگیرشدن گفتمان دموکراسی در جهان و اکنون در منطقه، کفّه را روزبهروز به نفع جنبهی جمهوریّت ساختار سیاسی دوزیست ایران سنگینتر میکند. هنگامهی دوّم خرداد و جنبش سبز تنها دو نمود از این کشاکش بودند و هستند و این کارزار ادامه خواهد یافت که به گمانم غلبهی جنبهی جمعی این ساختار بر جنبهی فردی آن دیر و زود خواهد داشت ولی سوخت و سوز نه.
نامه ای عاشقانه به محسن رضایی( سبزوار رضایی)
خوبین؟ خوشین؟ سلامتین؟ آقا محسن شنیدم طیاره تون بوکسووات کرده با دماغ اومده تو زمین؟ ماموریت می رفتین دیگه؟ بلیط ملیط مزنه اش چنده الان؟ ما جز ضریب فلاکتیم خیلی وخته سوار نشدیم...
راستی محسن خان! نوشته بودین با اون دست اوف شده تون، بدون توجه به شلوغ بازی محافظا و فراش باشیا دم هواپیما واستادین تا همه پیاده شن مبادا اگه هواپیما ترکید تنهایی جزغاله نشن...عجب انسان هستین شما به خدا!!
نوشته بودین که می خواستین به عنوان یه مسئول سر صحنه شاهد ماجرا باشین و قبل رفتن به پاویون اگه کسی درد دلی داشت باهاتون مطرح کنه. البته من الان هر چی فکر می کنم شما رو مصدر هیچ امری نمی بینم. مردونه حتی تو پیشونی تونم برای آینده چیزی نوشته نشده. اصولا آخرین باری که شما حرفتون برو داشت من بچه بودم. ینی آشنایی ما با شما بر می گرده به اون رادیو صدای امریکا که با هزارتا پارازیت گوش می کردیم. آقا زاده خیلی اسمتونو میاورد.
راستی حاجی هیچ فکر کردی اگه همین دیروز به لقا الله می پیوستی چی می شد؟ هاع؟ نه خداییش؟ تعطیل می کردن؟ عزای عمومی؟ ویژه برنامه تلوزیونی؟ مصاحبه با خانواده؟ با علی تون یا احمد آقا جان نور دیده؟ از سالای جنگ؟ مگه چیزی ام یادشونه حاجی؟ اون موقعی مث ما الفم نبودن خوب. سالای بعدشو هم که احمد آقا خوب تعریف کردن. اصن فک نکنم بذارن احمد آقا حرف بزنند. ممنوع التصویر باس باشن. حاجی حالا جنگ و اون قدیمو بی خیال، این جدیداشو ما یادمونه ها. شما اون چن شب اومدی تلوزیون یادت که هست؟ من که رای ندادم خوب یادمه چه برسه به دیگران. یادته که چطوری خیلی منطقی نفر دوم مملکتو بردی گوشه رینگ؟ مث کلی می ذاشتی بذنه تو سرت، اما خیلی قشنگ و منطقی آخرش خفتش کردی. اصن انگار داشتی نفر اول این کشور خفت می کردی. هر چی نباشه سوگولیش بود؛ مث الان نبود که کارد و پنیر باشن. یه ذره یاد اون حاج محسن زمان جنگ افتادم. یه ذره البته... یه ایران داشت نیگات می کرد.
بعد انتخابات یادته که تو شبکه خبر رایات افتاد؟ اون روز که رفتی برا شکایت چی؟ یادته گفتی هر کی بهم رای داده بیاد تو سایت ثبت کنه؟ حاجی اصن لازم نبود مث مهندس و شیخ مهدی دل شیر می داشتی، فقط کافی بود که خیلی شیک یه مدت دهن مهنتو می بستی به خدا! خیلی از هم نسلای من یادشون نبود که جوونی و جنگ نابلدی امثال تو جون چقد از بهترین هموطنای مارو گرفت، چقد پی همین کثافت کاریای سپاهو تو دوره تو ریختن. همونجوری که خیلی از دسته گلای همین اصلاح طلبارو یادمون رفته بود حاجی جان!
من می دونم، تو هم می دونی این سد علی آقا خیلی کینه شتریه. ینی عمرا نمی ذاره یکی مث تو دیگه چیزخاصی بشه. حتی وزیرم نمی تونی بشی. همونجوری که میرو شیخم دیگه نمی تونن چیزی بشن. اما حداقل اونا قهرمان موندن.
بیانیه لازم نبود، فقط کافی بود اون چاک دهنتو می بستی
آخرش نگفتی اگه هواپیما میفتاد چی می شد حاجی؟
یارانه ای که از جیب ما می رود
اسنادی که هنوز هم سندیت دارند
ویکیلیکس
«حکومت ایران پیش از شمارش آرا آماده سرکوب شدهبود»
وبسایت نامبرده متعلق به «اسکات لوکاس» استاد علوم سیاسی و کارشناس امور ایران در دانشگاه «بیرمنگهام» است.
در یکی از این اسناد تازه منتشر شده، ارزیابیهای کارشناسان وزارت خارجه آمریکا در دفتر دبی سه روز پس از انجام رأیگیری منعکس شدهاست. با وجود گذشت بیش از دو سال از آن رویدادها میتوان گفت که ارزیابی آنها از آن حوادث هنوز هم قابل استناد و به واقعیات نزدیک است.
آنها در مقدمه گزارش خود یادآوری میکنند که «نتایج واقعی رأیگیری احتمالا هیچگاه مشخص نخواهد شد. با وجودیکه در آن روزها هنوز اسناد شخصی دال بر تقلب انتخاباتی منتشر نشده بود ولی دیپلماتهای آمریکایی نکاتی را ذکر میکنند که سلامت رأیگیری را زیر سؤال برده و هنوز هم سندیت دارد.
در بخش دیگری از این سند دیپلماتیک آمریکا اشاره میشود که حکومت ایران از پیش خود را برای روزهای اعلام نتایج انتخابات آماده کردهاست و دلیل آن احتمال بروز شورش است. شاید دقیقتر بود اگر گفته میشد که حکومت خود را آماده کرده تا از نتایج انتخابات، چه جعلی و چه واقعی، دفاع کند و با حمله پیشدستانه مانع هر گونه اعتراضی شود.
وبسایت «اندیورینگ امریکا» در ادامه این مطلب متن یکی از پیامهای دیپلماتیک آمریکا را که تحلیلی است از انتخابات ایران و رخدادهای چند روز پس از آن منتشر کردهاست. عنوان پیام به این شرح است: «انتخابات ریاست جمهوی ایران: علائم کلیدی مبنی بر وجود تقلب».
در مقدمه این پیام گفته میشود که اکثر صاحبنظران امور ایران از نتایج اعلام شده رأیگیریها به شدت تعجب کرده و جمهوری اسلامی را به تقلب در انتخابات متهم میکنند. با بررسی انتخابات ریاست جمهوری دورههای گذشته و انتخابات سال ۲۰۰۹ میتوان به این نتیجه رسید که اتهام وجود تقلب سندیت دارد:
-تحلیلگران دفتر وزارت خارجه آمریکا در دبی در ادامه پیام یادآوری میکنند که ارقام اعلام شده توسط وزارت کشور ایران با الگو و سلیقههای رأیدهندگان ایرانی در دورههای گذشته سازگاری ندارد و چنین به نظر میرسد که یک گروه بزرگ از رأیدهندگان که قبلا طرفدار احمدینژاد نبودهاند، این بار به وی رأی دادهاند.
-رسانههای طرفدار احمدینژاد خبر پیروزی وی را حتی قبل از پایان رأیگیری و پیش از آغاز شمارش آرا اعلام کردند. ساعت شش بعداز ظهر روز رأیگیری، مطلبی در خبرگزاری فارس منتشر شد و اعلام کرد که یکی از نامزدها با ۶۰ درصد آرا پیروز شدهاست. این رقم با آماری که بعدا وزارت کشور برای آرای احمدینژاد اعلام کرد بسیار نزدیک است.
-شواهد فراوانی در دست است که نشان میدهد حکومت خود را برای احتمال بروز اعتراض و شورش پس از اعلام نتایج انتخابات آماده کرده بود.
اکثریت آرای احمدینژاد از کجاست؟
-طبق آمار وزارت کشور که در روز ۱۳ ژوئن اعلام شد ۸۵ درصد از واجدان شرایط در این رأیگیری شرکت کردند که از تمام موارد قبلی انتخابات، حتی انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۷ که میزان شرکت ۸۰ درصد بود، بیشتر است.
-محمد خاتمی در انتخابات سال ۹۷ با ۷۰ درصد آرا و در سال ۲۰۰۱ با ۷۸ درصد آرا به پیروزی بزرگی رسید. اما میزان آرای بیسابقه وی محصول محبوبیت کمنظیر و بسیج بخشهای گستردهای از رأیدهندگان لایههای شهرنشین بود.
-بخش زیادی از لایههایی که به محمد خاتمی رأی دادند در سالهای بعد، از سیاستهای وی سرخورده شده و در نتیجه در انتخابات بعد، مثل انتخابات مجلس در سال ۲۰۰۴ و یا ۲۰۰۸ میزان مشارکت بسیار کمتر بود. شاید موفقیت احمدینژاد در انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۰۵ محصول این شرایط بود. ولی باید یادآور شد که احمدینژاد و جناح وی هیچگاه در شهرهای بزرگ مثل تهران هوادار چندانی نداشتند. نمونه آن انتخابات شورای شهر تهران در سال ۲۰۰۷ است که سهم این جناح بسیار ناچیز بود.
-احمدینژاد در دور اول انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۰۵ فقط ۵ میلیون و ۶۰۰ هزار رای به دست آورد و این رقم را باید پایگاه و میزان اصلی آرای او به شمار آورد. طبق آمار وزارت کشور حدود ۸۵ درصد در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کرده و احمدینژاد ۶۳ درصد از آرا را به دست آوردهاست. در این صورت باید چنین تصور کرد که در طول این چند سال میزان هواداران احمدینژاد چند برابر شدهاست.
-احمدینژاد یک پایگاه حمایتی ثابت در میان بخشهایی از لایههای فقیر دارد و برای حفظ این پایگاه از بذل و بخششهای گسترده منابع و امکانات دولتی استفاده میکند. با این همه اکثر کارشناسان و تحلیلگران امور سیاسی ایران معتقدند که میزان حمایت از وی طی سالهای اخیر حتی در میان طبقات فقیر و کارگران شهری و روستایی کاهش یافتهاست.
-در انتخابات سال ۲۰۰۵ میزان آرای احمدینژاد در سی استان ایران به نسبت میزان حمایت از ۶ تا ۵۵ درصد بود. ولی طبق آمار وزارت کشور در سال ۲۰۰۹ میزان آرای وی در استانهای مختلف از حداقل ۴۵ درصد تا حداکثر ۷۷ درصد اعلام شدهاست. مهدی کروبی در سال ۲۰۰۵ میزان کل آرای وی کمتر از یک درصد و در استان لرستان ۱۸ درصد اعلام شدهاست. میرحسین موسوی در دو استان آذرینشین از احمدینژاد شکست خورده در صورتیکه ارزیابی همه این بود که وی در این استانها پیروز خواهد شد. فراموش نکنیم که در سال ۲۰۰۵ احمدینژاد در آذربایجان شرقی فقط ۱۵ درصد آرا را به دست آورده بود. شدت کنترل حکومت باعث سوء ظن است.
-روند شمارش و اعلام نتایج رأیگیری حتی با قوانین خود جمهوری اسلامی منطبق نبود. این بار به جای اعلام نتایج براساس انجام شمارش در هر ناحیه و استان، وزارت کشور تمام آرا را یکباره اعلام کرد. آیتالله خامنهای نیز بدون صبر کردن برای تایید انتخابات توسط شورای نگهبان آن را تایید نمود.
-رسانههای طرفدار احمدینژاد حتی پیش از شمارش و اعلام نتایج رأیگیری پیروزی وی را اعلام کردند. ساعت شش بعداز ظهر روز رأیگیری خبرگزاری فارس با انتشار گزارشی مدعی شد که یکی از نامزدها با ۶۰ درصد آرا به پیروزی رسیدهاست.
-شواهد محکم و گستردهای وجود دارد که نشان میدهد که حکومت از قبل خود را برای وقوع اعتراضات آماده کرده بود. نمونه آن استقرار یگانهای ضد شورش، قطع سرویس پیامکهای تلفن همراه و متوقف کردن کار رسانهها و شبکههای ارتباطی اصلاحطلبان بود. اجتماعات اعتراضی به نتایج انتخابات در اکثر شهرهای ایران و در نقاط مختلف شهرها روی دادهاست و این اعتراضات به یک گروه یا لایه خاص اجتماعی محدود نمیشود.
۱۳۹۰ شهریور ۱۴, دوشنبه
ما یار نبودیم وگرنه نمی رفت 2
خیالگونه،
در نسیمی كوتاه
كه به تردید می گذرد
خواب اقاقیاها را
بمیرم.
می خواهم نفس سنگین اطلسی ها را پرواز گیرم.
در باغچه های تابستان،
خیس و گرم
به نخستین ساعت عصر
نفس اطلسی ها را
پرواز گیرم.
حتی اگر
زنبق ِ كبود ِ كارد
بر سینه ام
گل دهد-
می خواهم خواب اقاقیا را بمیرم
در آخرین فرصت گل،
و عبور سنگین اطلسی ها باشم
بر تالار ارسی
در ساعت هفت عصر
"شاملو"
۱۳۹۰ شهریور ۹, چهارشنبه
شما هم مثل من :| شدید؟
قانون گذاشته اند مربی بالای ۶۵ سال نمی تواند در لیگ مربی گری کند.
عادل فردوسی پور با جباری دبیر کمیته آموزش فدراسیون تماس گرفته است و مربیان خارجی را مثال می زند که بیش از ۶۵ سال دارند و موفق اند:
فرگوسن، کاپلو هاگل و …
و با به خیال خود استدلال قاطع اش منتظر پاسخ می ماند.
آقای جباری : ولی همین آقای فرگوسن تو جام ملت ها به آقای گواردیولای ۴۰ ساله باخت.
فردوسی پور: من می تونم سرمو از دست شما بکوبم به این میز؟
پ. ن از ناشناس: اگه 65 سال به بالا خنگه پس تکلیف شورای نگهبان و مجلس خبرگان با این همه آدم بالای 80 سال چیه؟؟
بازهم کامران نجف زاده
یکی نیست به اینا بگه که اگه دارید خبرسازی میکنید لااقل ببینید توی اون منطقه به میدان چی میگن
نیاید عربی را خط بزنید و فارسی بنویسید
عربها به میدان میگن «ساحة»
قابل توجه جناب نجف زاده
۱۳۹۰ شهریور ۶, یکشنبه
دادستان تهران از آزادی صد تن از زندانیان سیاسی خبر داد
<div style="direction:rtl;text-align:right">دادستان تهران از آزادی صد تن از زندانیان سیاسی خبر داد</div>:
به گزارش فارس، عباس جعفری دولتآبادی مدعی شد: "عفو این دسته از محکومان بر اساس تقاضای عفو ارائه شده و نیز ابراز ندامت و پشیمانی از ارتکاب جرائم ارتکابی توسط آنان صورت گرفته است."
دادستان تهران افزود: بر اساس موافقت رهبری تعداد صد نفر از محکومان جرائم امنیتی مشمول عفو شدهاند که از این تعداد هفتاد نفر آنان شامگاه شنبه (پنجم شهریور) از زندان آزاد خواهند شد.
خبرگزاری فارس نوشته است که برخی از این یکصد زندانی مشمول عفو، افرادی هستند که در جریان اعتراضات سال ٨٨ نقش داشته و به همین دلیل توسط دستگاه قضایی محاکمه شده بودند.
هنوز از جزئیات این رخداد و صحت و سقم آن، خبری منتشر نشده است.
در جریان حوادث بعد از انتخابات ریاست جمهوری، هزاران تن دستگیر شدند، که جمع زیادی از آنان بعد از ماهها بازداشت در سلولهای انفرادیِ بازداشتگاههای وزارت اطلاعات، سپاه، نیروی انتظامی، قوه قضائیه، بسیج و ارگان های مشابه، به حبس و تبعید و جریمه و شلاق و محرومیت از حقوق اجتماعی و ... محکوم شدند.
در همین رابطه کلمه نوشت: تعدادی از زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ اوین در آستانه عید فطر آزاد شدند.
«کمیته های عفاف و حجاب» در مدارس تهران: هر مدرسه یک مربی عفاف و حجاب
رحیم زمانی در جلسه شورای آموزش و پرورش استان تهران افزود: توانمندسازی مربیان در امر عفاف و حجاب از اولویت های ما می باشد.
وی اظهار داشت: در سال تحصیلی جدید هر مدرسه دخترانه یک مربی عفاف و حجاب خواهند داشت که البته این مربیان آموزش های لازم را در زمینه عفاف و حجاب فرا می گیرند.
مدیرکل آموزش و پرورش شهرستان های استان تهران همچنین با بیان فعالیت انجمن های اولیا و مربیان گفت: انجمن اولیا و مربیان نقش کیفی و اثرگذار در فعالیت های آموزش و پرورش دارد.
زمانی ادامه داد: انجمن اولیا و مربیان استان تهران دارای عقبه علمی است و به محتواسازی می پردازد./ح
سرکوب مردم معترض به خشک شدن دریاچه ارومیه، با گلولهی پلاستیکی و گاز اشکآور
کلمه – گروه سیاسی: نیروهای امنیتی امروز در آذربایجان بار دیگر یک تجمع مدنی و غیر سیاسی را سرکوب کردند تا نشان دهند که حاکمیت اقتدارگرا از کوچکترین تحرکات دلسوزانه و خیرخواهانهی اجتماعی نیز میترسد. در تبریز و ارومیه، تجمع مردم برای اعتراض به رسیدگی نکردن دولت به وضعیت ناگوار دریاچه ارومیه، با دخالت پلیس به خشونت کشیده شد و منابع غیررسمی از بازداشت و زخمی شدن دهها تن در این دو شهر خبر میدهند.
بر اساس گفتههای شاهدان عینی، پلیس در ارومیه برای متفرق کردن معترضان از گاز اشکآور استفاده کرده است. معترضانی که همان حرفی را میزدند که امروز ۲۲ نماینده مجلس در یک نامهی سرگشاده مطرح کردند. این نمایندگان استان های آذربایجان شرقی و غربی و اردبیل که متهم به کمکاری دربارهی نجات دریاچهی ارومیه شده بودند، صبح امروز نامهای را خطاب به هیات رئیسهی مجلس منتشر کردند که در ان خواستار «پیگیری و حل مشکل دریاچه به طور کارشناسانه و فوری» شدند و از دولت خواستند «در قبال تبعات اجتماعی، سیاسی و اقتصادی حاصل از روند خشک شدن دریاچه پاسخگو باشد.»
عصر امروز اما دولت به جای پاسخگویی، به سرکوب مردمی پرداخت که به طور مسالمتآمیز برای دفاع از دریاچهی ارومیه به خیابانها آمده بودند. بر اساس تصاویری که در اینترنت منتشر شده، در خیابانهای هر دو شهر ارومیه و تبریز، موتورسواران پلیس ضد شورش و نیروهای لباس شخصی حضور پرتعدادی داشتهاند. گزارشهای غیر رسمی از بهکارگیری گاز اشکآور و شلیک گلولههای پلاستیکی به سمت مردم خبر دادهاند و شاهدان عینی متعددی نیز ضرب و شتم شدید معترضان و بازداشتهای گسترده را روایت کردهاند. در مقابل، از به آتش کشیده شدن دو موتورسیکلت پلیس ضد شورش توسط معترضان خشمگین نیز سخن به میان آمده است.
همچنین شاهدان عینی به سایتهای منعکسکنندهی اخبار اعتراضات امروز آذربایجان خبر دادهاند که امروز تجمعات در خیابانهای مختلف ارومیه گسترده بوده، شبکهی تلفن همراه در ارومیه و بخشهایی از شهر تبریز با اختلال همراه بوده، سرعت اینترنت در این دو مرکز استانهای آذربایجان به شدت کند شده و نیروهای امنیتی مغازهداران را به زور وادار به بستن مغازههای خود میکردهاند. گزارشهایی از شکسته شدن شیشههای مغازهها و باجههای تلفن به دست نیروهای لباس شخصی نیز وجود دارد.
توضیحات یک نماینده درباره علت رای نیاوردن دو فوریت طرح نجات دریاچه ارومیه
یک عضو شورای مرکزی فراکسیون خط امام مجلس که خود از امضاکنندگان طرح نجات دریاچه ارومیه بوده، یکی از مهمترین دلایل رای نیاوردن طرح دو فوریتی آبرسانی به دریاچه ارومیه را عدم توجیه و توضیح دلایل و ضرورت دو فوریت طرح برای مجلس و تبدیل کردن این مشکل ملی به یک درخواست منطقه ای و تبلیغاتی دانست.
جمشید انصاری در گفتوگو با پارلمان نیوز، در خصوص علت رای نیاوردن طرح دو فوریتی آبرسانی به دریاچه ارومیه گفت: معتقدم طرحی که تعدادی از نمایندگان برای انتقال آب به دریاچه ارومیه از رودهای ارس و زاب ارائه کردند با توجه به بحرانی که دریاچه ارومیه دارد بسیار ضروری بود.
نماینده اصلاح طلب مردم زنجان و طارم با تشریح وضعیت دریاچه ارومیه و علل خشک شدن آب دریاچه ادامه داد:به دلیل فعل و انفعالات طبیعی و شرایط اقلیمی ارومیه و خشک سالی که از سال ۸۰ در منطقه به وجود آمد و کم شدن نزولات آسمانی سطح ارتفاع آب دریاچه ارومیه کم شده است.
این عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس افزود: برخی سدهایی که به دلیل نیاز کشاورزی در حوزه آبریز دریاچه احداث شده هرچند آب را تنظیم کرده اما خود به خود بخشی از حقآبه دریاچه رابه فعالیت های کشاورزی اختصاص داد و به نظر می رسد باید یک اقدام عاجلی از سوی مجموعه کشور و به ویژه دولت برای رفع مشکل کم آبی دریاچه ارومیه انجام گیرد.
انصاری اظهار داشت: بنده با توجه به سوابق استانداری در استان آذربایجان و اشراف بر مشکلات دریاچه، طرحی را که برخی از نمایندگان برای انتقال آب به دریاچه ارومیه تهیه کردند، امضا کردم ولی بنا به دلایلی دو فوریت این طرح به تصویب نرسید.
انصاری در توضیح دلایل رای نیاوردن دو فوریت طرح آب رسانی به دریاچه ارومیه گفت: طراحان ردیفی از قانون بودجه را برای انتقال آب به دریاچه ارومیه پیش بینی کرده بودند که این ردیف در بودجه امسال برای مناطق دیگر کشور هم پیش بینی شده بود و طبیعی است نمایندگان شهرستان های دیگر هم نسبت به پروژه های عمرانی حوزه انتخابیه خود تعهدات و تعصباتی دارند و راضی نبودند که کل آن اعتبار به دریاچه ارومیه اختصاص یابد و پروژه های آنها ناتمام بماند.
این عضو شورای مرکزی فراکسیون اقلیت مجلس گفت: مسئله مشکل ساز دیگر انتفال آب از رود ارس بود، ما یک حقآبه مشخصی از رود ارس داریم که آن حقآبه هم صرف امر کشاورزی ساکنین حاشیه رود ارس می شود و طبیعی است اگر بخواهیم مشکلات کشاورزی مردم آن منطقه را حل کنیم اساسا آب مازادی در ارس برای انتقال به دریاچه ارومیه نداریم.
انصاری تصریح کرد: عامل مهمتر دیگری که در رای نیاوردن دو فوریت این طرح موثر بود، این بود که دلایل و ضرورت دو فوریت طرح به خوبی برای نمایندگان توضیح داده نشد و کار توضیحی و توجیحی از سوی طراحان بین دیگر نمایندگان صورت نگرفته و این طرح بیشتر از آنکه یک مشکل ملی تلقی شود، بیشتر به یک درخواست منطقه ای شبیه شده بود و شاید یکی از دلایلی که دو فوریت آن مورد توجه قرار نگرفت، همین بود.
انصاری با بیان اینکه حل مشکل دریاچه ارومیه به واقع یک مشکل ملی است و نباید از آن استفاده تبلیغاتی شود، گفت: اگر دریاچه خشک شود، آثار و پیامدهای آن حدود ۱۸ استان کشور را متاثر خواهد کرد.
وی خاطر نشان کرد: مجلس فقط دو فوریت طرح را رد کرد، اما خود طرح در دستور کار کمیسیون مربوطه قرار می گیرد و ما امیدواریم با حمایت همه نمایندگان به ویژه نمایندگان مناطق آذری نشین این طرح سریعا در کمیسیون مربوطه نهایی شود و در دستور کار مجلس قرار گیرد تا ما بتوانیم در بوجه سال آینده که بررسی آن از پاییز امسال شروع خواهد شد منابع لازم را برای نجات دریاچه ارومیه پیش بینی کنیم و دولت نیز طرح هایی که از حدود ۸ سال پیش شروع شده بودجه قابل توجه ای را اختصاص دهد تا بتوانیم حدود یک میلیارد متر مکعب آب را که از طریق رود زاب از کشور خارج می شود و وارد عراق می شود به حوزه های داخلی انتقال دهیم.
وی متذکر شد: باید در آذربایجان شرقی و غربی حقآبه دریاچه ارومیه از سد هایی که در این استان ها زده شده نیز در نظر گرفته شود تا بتوان مانع خشک شدن دریاچه شد.
آزادی تعدادی از زندانیان سیاسی در آستانه عید فطر
تعدادی از زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ اوین در آستانه عید فطر آزاد شدند.
براساس خبرهای رسیده به کلمه، احسان عبده تبریزی، لاله حسن پور، زهرا جباری، کیوان فرزین، امیراصلانی، محسن غمین، محمد پور عبدالله، ارسلان ابدی و نازنین حسن نیا از جمله زندانیان سیاسی هستند که دیشب آزاد شده اند.
تعدادی از این زندانیان سیاسی همچون نازنین حسن نیا دوران حبس شان در چند هفته آینده به پایان می رسید و تنها چند هفته زودتر آزاد شده اند و تعدادی دیگر از زندانیان آزاد شده همچون احسان عبده تبریزی که سابقه موثر کیفری نداشته و نیمی از دوران محکومیت خود را نیز گذرانده اند، طبق قوانین ایران می توانستند از حق آزادی مشروط استفاده کنند.
سوسن تبیانیان، اکرم حیدریان، سما شاملو، فاطمه درویش، علی بهزادیان نژاد، حمیدرضا نجومی، ابوالفضل قاسمی، کوروش قاسمی، آرتین غضنفری، غلامرضا آزادی، میثم رودکی، امیرحسین قنبری، امید شریفی دانا، بهنام انصاری، روح الله میرزاخانی، مسعود یزدچی، محسن مختاری، سجاد مرادی از دیگر زندانیان سیاسی هستند که آزاد شده اند.
کلمه با دریافت خبرهای جدید، این اطلاعات را به روز خواهد کرد.
یک گوشه دنیا
کشوری یک گوشه از دنیاست که فراموش شده یک گوشه از دنیاست که حتا خدا هم اونو فراموش کرده یک گوشه از دنیاست که مردمش وجود ندارن هیچ دعایی به آ...
-
ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻓﻘﺮ ﺗﻦ ﺩﻫﺪ ﺩﯾﻨﯽ ﮐﻪ ﺩﻭﺯﺥ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﮐﺸﻮﺭﯼ ﮐﻪ ﺳﺘﻢ ﮐﻨﺪ ﻓﺮﻭﻣﺎﯾﻪ ﺍﻧﺪ... ﻣﻦ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺍﯼ، ﺑﺪﻭﻥ ﺭﻫﺒﺮ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻢ... ﺩﯾﻨﯽ، ﺑﺪﻭﻥ ﺗﺤﻤﯿ...
-
گاهی پیش میاد که آدم از کتاب خوندن خسته میشه، حتا پیش میاد که کارت زیاده و نمیتونی کتاب بخونی. در چنین مواقعی شنیدن کتاب هم خالی از لطف نیس...
-
ما دست هایمان را در باد کاشتیم شاید روزی دوباره بازگردند لیوان قهوه را در دستانم میچرخانم و گرمایش را با دستانم مزمزه می کنم. شکر ر...