۱۳۹۶ فروردین ۲۱, دوشنبه

خوشگل شدم؟؟


گاهی سخته نوشتن از چیزایی که میدونی همه رو آزار میده
گاهی سخته تمام دردت رو جایی بنویسی که میدونی همه با خوندنش میگن: باز شروع کرد چسناله های بی پایانش رو
برای همین این مدت چیزی ننوشتم
گرچه ممکنه بگی صفحه ی خودته
آره صفحه ی خودمه اما میدونم عزیزانم میخونن و ناراحت میشن
به هرحال این مدت چیزی ننوشتم تا آروم تر بشم حالا :
صفحه ی بلاگم رو میبینی؟ قشنگ شده یا عوضش کنم؟ 

۱۳۹۵ اسفند ۱۰, سه‌شنبه

باز عید

همیشه از عید متنفر بودم 

امسال از روزهای اول اسفند خانه را تکاندم از هرچه غبار است. اما غبار دلم پاک نمیشود حتا با خوابیدن در تختت
سر روی بالشت میگذارم و پتویت را همانگونه که تو بودی روی تخت می اندازم و مثل همیشه میگویم: خوب شد؟ و جوابی نمی آید
امسال دوست دارم این عید لعنتی این اولین عید بی تو بودن تمام بشود برود 

۱۳۹۵ اسفند ۴, چهارشنبه

میدونی وقتی نیستی چقدر سخته؟

اتاقت رو تمیز کردم. پرده از تمیزی برق میزنه. ملافه ی تخت رو عوض کردم و یادم افتاد که تو روی تخت یه پتو میکشیدی و رفتم پتو رو بردم خشکشویی اما...
وقتی داشتم برمیگشتم آروم آروم باهات حرف میزدم و میگفتم: شنبه پتو رو تحویل میگیرم و میارم میکشم... یهو انگار دنیا آوار شد روی سرم...
این پتو همون پتوییه که... یادم نیست کی آورد و کشید روی تو. تصاویر جلوی چشمم رژه میرفتن. پاهات از پتو بیرون بودن و من بوسیدم بغلت کردم و آروم پتو رو زدم کنار و صورت قشنگت
وسط کوچه نشستم و گریه کردم. وقتی رسیدم خونه روی همون مبلی که آخرین بار روش نشستی و برای همیشه خوابیدی، خوابیدم و ضجه زدم
نامی خوشگله، میبینی چقدر داغونم کردی؟

کتاب هایی برای شنیدن

گاهی پیش میاد که آدم از کتاب خوندن خسته میشه، حتا پیش میاد که کارت زیاده و نمیتونی کتاب بخونی. در چنین مواقعی شنیدن کتاب هم خالی از لطف نیست، البته اگر خواننده ی کتاب درک درستی از متن داشته باشه و حرفه ای باشه.
چند وقتیه که مشغول کار که میشم کتاب میشنوم :) ینی از این کتاب های صوتی . خیلی خوبه چون اولن احساس فرهیختگی بهم دست میده :)) ثانین یاد کلاس های گلشیری و نقد کتاب و این مسائل میفتم . یاد قدیما ، جوونیا :))
به هرحال این مدت کلی کتاب شنیدم که خب خیلیاشون رو خونده بودم و شنیدنش خالی از لطف نبود مخصوصن با صدای گوینده های خیلی حرفه ای که شنیدن صداشون آدم رو در حال و هوای متن کتاب غرق میکنه. قرض از این حرفا اینه که یه سایت خوب رو بهتون معرفی کنم که هم حقوق ناشر و نویسنده و مترجم رو رعایت میکنه و هم کتاب صوتی خیلی با کیفیتی بهتون ارائه می کنه. سایت نوار  کتاب های خوبی رو در زمینه های مختلف فلسفی، روانشناسی، داستان های ایرانی ، خارجی، آیینی و کودک و نوجوان ارائه می کنه و بسیاری از این کتاب ها توسط نویسنده یا مترجم کتاب و یا گویندگان حرفه ای خونده میشن.
مثلن کتاب جامعه شناسی نخبه کشی توسط نویسنده ی کتاب یعنی علی رضاقلی یا دیالکتیک تنهایی توسط مترجم کتاب یعنی خشایار دیهیمی خوانده شده اند اما بیشتر کتابها را گویندگان بسیار خوبی چون رضا عمرانی ، علی عمرانی، حامد فعال، تایماز رضوانی و دیگران بازخوانی شده اند.
عضویت در سایت نوار رو توصیه میکنم چون علاوه بر کتاب های خوبی که میتونین بخرین یک سری کتابهای رایگان هم به شما هدیه میده که میتونید از طریق اپلیکیشن گوش کنید :) 

۱۳۹۵ بهمن ۴, دوشنبه

آوار شد

« میدونی، تو یک بار نمردی، تو با هر غمی، با هر سانحه ای، با هر مرگی، دوباره و دوباره و دوباره میمیری، و من در ماتمت مینشینم اما باز هم دوست دارم در خانه ای که تو زندگی کرده ای همیشه و همیشه صدایت کنم: مامان»

دیروز اجساد آن چهار نفر را از موتورخانه خارج کردند و تمام امید ما به زنده بودنِ حداقل چهار نفر از مردان قهرمان شهرمان به خاکستر نشست. هزاران هزار بار از دیشب تا امروز مرگ این چهار نفر را دیده ام. انگار با مرگ این چهار نفر تازه پلاسکو آوار شد بر این شهر، روی قلب همه ی ما.
دلم گرفته و عصبانی ام .

۱۳۹۵ دی ۵, یکشنبه

ملاقات یک انسان

دیروز وقتی از بانک برمیگشتم چشمم به یه بچه گربه ی چند ماهه افتاد که کنار هواکش یه مجتمع نشسته بود. خیلی داغون بود و حسابی کثیف. براش غذا ریختم و توی ذهنم گذاشتم توی لیست گربه هایی که هرشب بهشون غذا میدم. شب رفتم بهش غذا دادم جاش گرم بود اما کوچیکتر از اونی بود که بتونه بره دنبال غذا.
امروز صبح با دیدن بارون نگرانش شدم و سریع لباس پوشیدم و وسایل برداشتم که بیارمش خونه. وقتی رسیدم از خوشحالی اشکم دراومد، یکی زودتر از من به دادش رسیده بود. گربه رو توی یه جعبه ی خالی رو به هواکش گذاشته بود و پشتش یه سنگ بزرگ که یه وقت کسی پاش به جعبه نخوره و جلوی جعبه یه ظرف پر از ماهی .
با خودم فکر کردم جاش خوبه اما کی بهش کمک می کنه؟ الان که رفتم بهش سربزنم دیدم یه آقای افغانی کمی آشغال مرغ براش گذاشت. ازش تشکر کردم ولی اون گفت اینا به گردن ما حق دارن باید مواظبشون باشیم
خیلی خوشحالم که یک انسان رو ملاقات کردم. انسانیت و فهم و شعوره که از آدم انسان میسازه نه حتا سطح سواد و مدرک و...

۱۳۹۵ دی ۱, چهارشنبه

دخترم گلابتون

این روزها بیش از آنکه مشغول نوشتن و خواندن و هر کوفتی باشم به بافتن و هنر سرگرمم
این هم نتیجه
بچه ها..... گلابتون
گلابتون.....بچه ها
ابعاد 30*40 cm

یک گوشه دنیا

 کشوری یک گوشه از دنیاست که فراموش شده یک گوشه از دنیاست که حتا خدا هم اونو فراموش کرده یک گوشه از دنیاست که مردمش وجود ندارن هیچ دعایی به آ...