۱۳۹۱ فروردین ۱۵, سهشنبه
مایه ی شرمندگی
خب یه سری از آدما هستن همه چیز رو عجیب غریب تلفظ می کنن اما یه خانمی هست که توی آرایشگاهی که من می رم کار می کنه. این خانمه حسابی ما رو شرمنده ی خودش کرده:)) اون روزی میگه:
روز سینزده به در رفته بودیم خونه ی این جاری نعلتیم خاک تو سر توی سلط ماست آش ریخته گذاشته تو سرفه . خانم به اون کلبلایی که رفتم هیچی بهش نگفتم اما بعدن گفته بود فلانی لیچار بارم کرده
شما دقت کن توی همین دو خط چند تا کلمه ی اشتباه داشت :)))
روز سینزده به در رفته بودیم خونه ی این جاری نعلتیم خاک تو سر توی سلط ماست آش ریخته گذاشته تو سرفه . خانم به اون کلبلایی که رفتم هیچی بهش نگفتم اما بعدن گفته بود فلانی لیچار بارم کرده
شما دقت کن توی همین دو خط چند تا کلمه ی اشتباه داشت :)))
کنارم باش
گاهی دوست داری درددل کنی
اما طرف مقابل هیچی نگه
ساکت باشه
فقط گاهی بغلت کنه
با دست مهربونش پشتت رو نوازش کنه
و آروم بگه: چیزی نیست، من کنارتم نگران نباش
اما طرف مقابل هیچی نگه
ساکت باشه
فقط گاهی بغلت کنه
با دست مهربونش پشتت رو نوازش کنه
و آروم بگه: چیزی نیست، من کنارتم نگران نباش
باز من
الان می دونی چی می چسبه؟؟
سرت رو بذاری روی پای مخاطب خاص
اونم با فهم و شعور تمام موهاتو ناز کنه
تو هم یواش یواش همه ی دلتنگی و اشکت رو براش هوار کنی :((
سرت رو بذاری روی پای مخاطب خاص
اونم با فهم و شعور تمام موهاتو ناز کنه
تو هم یواش یواش همه ی دلتنگی و اشکت رو براش هوار کنی :((
۱۳۹۱ فروردین ۱۳, یکشنبه
مامان
دلم خیلی گرفته . باز مامان حالش بد شد و نوشین رو خبر کردم تا اونو ببره بیمارستان. حقیقتش رعایت هیچ چیزی رو نمی کنه و همین منو عصبانی می کنه. خسته شدم . خسته ی خسته ی خسته :((((
اشتراک در:
پستها (Atom)
یک گوشه دنیا
کشوری یک گوشه از دنیاست که فراموش شده یک گوشه از دنیاست که حتا خدا هم اونو فراموش کرده یک گوشه از دنیاست که مردمش وجود ندارن هیچ دعایی به آ...
-
ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻓﻘﺮ ﺗﻦ ﺩﻫﺪ ﺩﯾﻨﯽ ﮐﻪ ﺩﻭﺯﺥ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﮐﺸﻮﺭﯼ ﮐﻪ ﺳﺘﻢ ﮐﻨﺪ ﻓﺮﻭﻣﺎﯾﻪ ﺍﻧﺪ... ﻣﻦ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺍﯼ، ﺑﺪﻭﻥ ﺭﻫﺒﺮ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻢ... ﺩﯾﻨﯽ، ﺑﺪﻭﻥ ﺗﺤﻤﯿ...
-
گاهی پیش میاد که آدم از کتاب خوندن خسته میشه، حتا پیش میاد که کارت زیاده و نمیتونی کتاب بخونی. در چنین مواقعی شنیدن کتاب هم خالی از لطف نیس...
-
ما دست هایمان را در باد کاشتیم شاید روزی دوباره بازگردند لیوان قهوه را در دستانم میچرخانم و گرمایش را با دستانم مزمزه می کنم. شکر ر...