۱۳۹۰ شهریور ۶, یکشنبه

فاطمه کروبی: همسرم را به آپارتمانی کوچک منتقل کرده‌اند

<div style="direction:rtl;text-align:right">فاطمه کروبی: همسرم را به آپارتمانی کوچک منتقل کرده‌اند</div>:



کروبی

فاطمه کروبی می گوید در خانه جدید به دلیل کوچک بودن محیط امکان حضور او فراهم نشده است




همسر مهدی کروبی از انتقال او به مکانی جدید خبر داده و گفته است که به دلیل کوچک بودن این آپارتمان، در حال حاضر امکان زندگی آنها با هم در یک خانه مقدور نیست.


فاطمه کروبی در گفتگویی با سایت سحام نیوز ضمن تایید انتقال مهدی کروبی به آپارتمانی جدید، گفت که همسرش در تمام دوران حبس خانگی "از کلیه حقوق یک زندانی محروم بوده است" که به گفته او این موضوع "صدماتی را به وضعیت جسمی ایشان وارد خواهد کرد".


مهدی کروبی و میرحسین موسوی، از رهبران مخالفان دولت ایران، در پی صدور فراخوانی برای تظاهرات در حمایت از معترضان مصری و تونسی در روز ۲۵ بهمن ۱۳۸۹ توسط ماموران امنیتی تحت بازداشت خانگی درآمدند.


تنها چهار روز پس از برگزاری تجمعات روز ۲۵ بهمن ماه ۱۳۸۹ که با برخورد نیروهای امنیتی و بازداشت برخی از معترضان همراه بود، احمد جنتی، دبیر شورای نگهبان و امام جمعه موقت تهران در نماز جمعه روز ۲۹ بهمن ماه، از برنامه قوه قضاییه برای قطع ارتباط رهبران معترضان با مردم خبر داد.


خانم کروبی در مصاحبه اخیر خود با سایت سحام نیوز به همین سخنان آقای جنتی اشاره کرده و می گوید عملا از آن زمان بود که مجتمع مسکونی محل سکونت خانواده آقای کروبی به محاصره نیروهای امنیتی درآمد و امکان ارتباط اعضای خانواده با او و همسرش از بین رفت.






پیش از این اعضای خانواده مهدی کروبی گفته بودند که او بارها از مسئولان امنیتی خواسته است تا با انتقال او به مکانی دیگر، امکان بازگشت سایر خانواده هایی که در آن مجتمع مسکونی اقامت داشته اند را به خانه هایشان فراهم کنند.


اکنون فاطمه کروبی می‌گوید با وجودیکه فرزندان مهدی کروبی برای او خانه ای در منطقه جماران تهران تهیه کرده‌اند، اما مسئولان امنیتی "به دلایل نامعلومی" با انتقال آقای کروبی به این خانه مخالفت کرده اند، و در عوض او را به یک آپارتمان یک خوابه کوچک منتقل کرده اند.


همسر آقای کروبی در این باره گفت: "سرانجام با پافشاری آقای کروبی، از اول ماه رمضان ایشان را به آپارتمانی بسیار کوچک منتقل نمودند و در حال حاضر ایشان به همراه ماموران امنیتی در آن واحد آپارتمانی مستقر گردیده‌اند و با این اقدام عملا از ورود من به آپارتمان جلوگیری شد. زیرا حضور من در آن آپارتمان کوچک یک خوابه با حضور ماموران امنیتی میسر نبود".


این در حالی است که پیش از این مجتبی واحدی، سخنگوی آقای کروبی در گفتگو با بی بی سی فارسی گفته بود که مسئولان امنیتی با انتقال مهدی کروبی و همسرش به مکانی جدید موافقت کرده‌اند و به خانم کروبی اجازه داده اند برای تدارک مقدمات این موضوع مدتی از حصر خانگی خارج شود.



کروبی

همسر مهدی کروبی می گوید در ۱۹۰ روز گذشته فقط یک بار به او اجازه هواخوری در حیاط خانه داده شده است




در پایان این مصاحبه فاطمه کروبی وضعیت روحی همسرش را "بالا و استوار" توصیف کرده و گفته است: "در حالی که طی این ۱۹۰ روز، ماموران تنها یک بار به آقای کروبی برای حضور در فضای باز و هواخوری در حیاط منزل اجازه داده اند، و علیرغم اینکه آخرین ملاقات با ایشان مربوط به نیمه شعبان می باشد، ایشان از روحیه بالا و استواری برخوردار است".


خبر انتقال مهدی کروبی به خانه‌ای جدید و بدون همراهی همسرش در حالی منتشر می شود که چند ماه پیش بعضی از سایت های نزدیک به حکومت ایران از بستری شدن مهدی کروبی در بیمارستان در پی سکته قلبی خبر داده بودند.


البته بلافاصله حسین کروبی، فرزند مهدی کروبی این خبر را تکذیب کرد.


انتشار اخباری مشابه در مورد "وخامت حال" میرحسین موسوی در هفته های اخیر هم نگرانی نزدیکان او را در پی داشت و از جمله اردشیر امیر ارجمند، از مشاوران ارشد آقای موسوی "خبرسازی ها" در مورد حال او را نگران کننده دانست.


مرد گریه نمیکنه اما اگه گریه کنه...

<div style="direction:rtl;text-align:right">مرد گریه نمیکنه اما اگه گریه کنه...</div>:
2ساله بودم که بابام فوت کرد اصن هیچی ازش تو ذهنم نیس...ننم مریض بود و همه مسئولیت خونه افتاد رو دوش خان داداش...از بچگی خان داداش هم بابام بود هم ننم...البته بیشتر از اون که خان باشه داداش بود یار تنهاییام بودمرد بود با اینکه 17 سال اختلاف سنی داشتیم رفیق بودیم ...7-8 ساله بودم که ننم دیگه تحمل نکرد...جونش و داد وخلاص...یه دو ساعتی گریه کردمو بعدش زود یادم رف چون بنده خدا همش تو رختخواب بود خیلی ندیدمش...خانداداش گریه نکرد ...
مراسم 7 که تموم شد ومهمونا رفتن خانداداش یواش نشست و ریز ریز گریه کزد...یه چیزی هوری تو دلم ریخ پایین دستمو به دیوار گرفتم و همونجا نشستم

امشب فقط به جای خودم گریه می‌کنم

<div style="direction:rtl;text-align:right">امشب فقط به جای خودم گریه می‌کنم</div>:

آرام در رثای خودم گریه می‌کنم

در مجلس عزای خودم گریه می‌کنم



زانو بغل گرفته و مانند کودکان

لج می‌کنم برای خودم، گریه می‌کنم



چونان مسافری که کسی نیست خویش او

چون چشمه پشت پای خودم گریه می‌کنم



پیش چراغ‌های جهان سرخ می‌شوم

از شرم چشم‌های خودم گریه می‌‌کنم



بسیار ساده‌ام من آواره، مدتی است

با یاد روستای خودم گریه می‌کنم



ای دل عجیب خسته‌ام از درد مردمان

امشب فقط به ‌جای خودم گریه می‌کنم





+شعر از علی‌محمد مودب

برادر سهراب اعرابی به لاریجانی: اگر نمی‌توانید از دروغ و ستم دست بردارید، حداقل بر زخم‌های ما نمک نپاشید

<div style="direction:rtl;text-align:right">برادر سهراب اعرابی به لاریجانی: اگر نمی‌توانید از دروغ و ستم دست بردارید، حداقل بر زخم‌های ما نمک نپاشید</div>:

در هفته های گذشته صادق لاریجانی رییس قوه قضاییه در اظهاراتی پیرامون رویدادهای انگلیس، تعداد کشته شدگان حوادث پس از انتخابات ۸۸ را یک نفر خواند که اعتراضات بسیاری را در پی داشت. در طی روزهای گذشته خانواده هایی (مادر سهراب اعرابی، همسر علی حسن پور، مادر مصطفی کریم بیگی و برادر امیرجوادی فر) به این گفته ها اعتراض کردند.


سهیل اعرابی، برادر سهراب اعرابی از جانباختگان رویدادهای پس از انتخابات نیز در نامه ای اعتراضی صادق لاریجانی را مورد خطاب قرار داده است که متن این نامه در اختیار سرخسبز قرار گرفته است:


به نام خداوند عدل و داد


آقای لاریجانی


من سهیل اعرابی هستم. برادر یکی از کشته‌شدگان ۲۵خرداد. به یاد می‌آورید؟


نامش سهراب بود… و حالا دنیا می‌شناسدش٬ اما شما چه؟


می‌دانید برادر من چند بهار از زندگی‌اش گذشته بود؟


می‌دانید چند نفر از انتخابات ۸۸ تا به حال کشته شده‌اند که سهراب تنها یکی از آنان بوده است؟


می‌دانید چه بر سر خانواده‌های این عزیزان آمده است؟


می‌دانید هنوز هم هستند کسانی که اسباب آزار و اذیت این خانواده‌ها را فراهم می‌کنند؟


می‌دانید در همان اسلامی که ادعای مسلمانی‌اش را دارید در باب دروغ چه آمده است؟


می‌دانید علی که بود؟ یا تنها نامش را شنیده‌اید و بهره برداری از نامش را آموخته‌اید؟


می‌دانید آه مظلوم بر سر شما و قدرتتان چه خواهد آورد؟


برادر من در تاریخ ۲۵ خرداد مفقود شد و پس از پیگری‌های فراوان مادرم و خانواده٬ ۲۶ روز بعد پیدا شد.


بله یافتیمش اما نه سهراب همیشگی‌مان را٬ که جنازه‌اش را! برادرم با اینکه زنده نبود ولی لبخند بر لبانش بود و اطمینان دارم که لبخندش خطاب به دست‌های آلوده‌ی قاتلینش بود.


قاتلینی که او را به ضرب گلوله‌ای کشتند که از اسلحه‌ی کلاشینکف شلیک شد. اسلحه‌ای سازمانیی که فقط در دست ارتش٬ سپاه و بسیج است.


برادرم به سرعت در تمامی دنیا تکثیر شد و حالا نه تنها شما بلکه هیچ کس نمی‌تواند از محبوبیت و بزرگی و مردانگی‌اش کم کند. کسی نمی‌تواند حقیقت او را انکار کند. برادر من و تمامی کشته‌شدگان در راه احقاق حق شان جان خود را از دست دادند… همان راهی که ۱۴۰۰ سال پیش حسین و یارانش در آن قدم گذاشتند.


شما چه؟ شما در راه حق چه کردید؟ شما جز پایمالی حق چه کردید؟ شما جز تلاش برای خاموش کردن صدای حق‌خواهی یک ملت با توسل به زور چه کردید؟ شما جز انکار فریاد تظلم‌خواهی یک ملت چه کردید؟


برادر من تنها ۱۹ سال سن داشت و آن‌ها که می‌شناختندش می‌دانند که درک او از حقایق بسیار بیشتر از سن و سال کمش بود.


یعنی شما نمی‌دانید چند نفر پس از انتخابات ۸۸ تا به حال کشته شده‌اند که سهراب تنها یکی از آنان است؟


شما نمی‌دانید که تا به حال ۴۳ نفر از خانواده‌های این عزیزان مصاحبه‌ی رسمی داشته و شهادت داده‌اند که عزیزانشان کشته شدند؟


آیا تا به حال بر سر مزار سهراب رفته‌اید؟ من شهادت می‌دهم که در نزدیکی مزار سهراب جوانی دفن شده به نام علی ثقفی که تا کنون خانواده‌اش از سر هراس٬ کشته شدن فرزندشان را اعلام نکرده‌اند… چند قدم آن سوتر اشکان سهرابی٬ عباس دیسناد٬ رامین رمضانی و… دفن شده‌اند. قطعه‌ی ۲۵۷ بهشت زهرا شاهدی است بر حقیقتی که شما از هیچ تلاشی برای انکار کردنش فروگذار نکردید. شاهدی است بر جان سپردن جوانانی که تا شامگاه ۲۲ خرداد ۸۸ زنده بودند و زندگی و وطنشان را دوست داشتند.


شما اما هیچ به خود زحمت داده‌اید که یک بار بر سر مزار آن‌ها حاضر شوید؟ که فاجعه‌ی این همه زندگی‌های خفته در زیر خاک را به چشم ببینید؟


محمد مختاری٬ مصطفی کریم بیگی٬ علی حسن پور٬ میثم عبادی٬ شهرام فرج زاده٬ محمد کامرانی٬ امیر جوادی‌فر٬ محسن روح‌الامینی و… آن‌قدر اسم هست٬ آن‌قدر گورهای بانشان و بی‌نشان هست که دیگر حضور ذهن ندارم که بگویم. به راستی که راست گفته‌اند که از تراژدی خارج شده و به آمار رسیده است.


خانواده‌های این عزیزان هرکدام به نوعی زندگی برایشان به تلخی بدل شده و اشخاصی که بویی از انسانیت نبرده‌اند باعث آزار و اذیت آن‌ها و به نوعی سوهان روح آنان شده‌اند… باز هم شما نمی‌دانید؟!


یک بار هم که شده به چهره‌ی خود در برابر آینه بنگرید و به خود آیید و دست از دروغ و ستم بردارید.


و اگر نمی‌توانید٬ اگر حلاوت قدرت آن‌چنان زیر دندانتان مزه کرده که ناتوانید٬ حداقل بر زخم‌های ما نمک نپاشید.




Expression 22

Expression 22:

?Have you lost your mind

معنی: زده به سرت؟


:Example

.I wanna sell my Mercedes Benz -

!?Have you lost your mind -


معنی:

- می خوام مرسدس بنزم رو بفروشم.

- زده به سرت؟!

شهید بسیجی دهان‌گشاد

<div style="direction:rtl;text-align:right">شهید بسیجی دهان‌گشاد</div>:

سرانجام پس از سال‌ها داد و فریاد، بسیجی دهانگشاد در یک نمازجمعه‌ی تابستانی دچار ترکیدگی فتق شد و هم اکنون جانباز پنج درصد بحساب می‌آید.




ااا


پ.ن: مبالغ خود را جهت کمک به بسیجی دهانگشاد به شماره حساب چلوچار چلوچار بانک سپه نزد شعبه‌ی خاتم الانبیا بپاشید.



دسته‌بندی شده در: داستان‏های آموزنده

سروی زبان گشود


متن را که بخوانی بغضی زهرگین در گلو می نشیند و بی آنکه بفهمی صورتت از اشک مرطوب می شود. چه کشیدیم در آن روزها، چه کشیدند اینانی که هر شکنجه ای را تحمل کردند و اینک بعد از دوسال تازه لب می گشایند...
Saeed Shariati
باید حساب همه‌جا را می‌کردم، بازی کاملا جدی بود، پیچیده‌ترین صحنه سیاسی عمرم، پشت سرم ده‌ها مرد مقاوم و تاریخ‌ساز و رو به رویم میلیون‌ها چشم نگران و منتظر که در فوران نفرت آن روزها اشک‌‌آلود و غبار گرفته بودند، صحنه پر از قهرمان بود و ناقهرمان کم داشت، من دومی را برگزیدم. آن روز را می‌گویم. دادگاه، تی وی کورت ...

یک گوشه دنیا

 کشوری یک گوشه از دنیاست که فراموش شده یک گوشه از دنیاست که حتا خدا هم اونو فراموش کرده یک گوشه از دنیاست که مردمش وجود ندارن هیچ دعایی به آ...